قهوه به معناى نخست ، بر دانهء قهوهاى رنگ معطر ونيز گياه اين دانه كه درختى هميشه سبز با برگهاى پهن است ، اطلاق مىشود . از آن به مناسبت در بابهاى صلات وأطعمه واشربه نام بردهاند .
صلات : در صحّت سجده بر چاى ، قهوه وگياهان دارويى اختلاف است . 1
أطعمه واشربه : قهوه حلال ونوشيدن آن جايز است . برخى قائل به حرمت نوشيدن قهوه شده ودر اين حكم به بعضي روايات كه از نوشيدن قهوه نكوهش شده استناد كردهاند . برخى گفتهاند : مراد از قهوهء نكوهش شده شراب است ؛ زيرا در برخى كتب لغت از جمله نامهاى شراب ، قهوه برشمرده شده است . 2
قى - - ) استفراغ
قيادت - - ) قوّادى
قياس
قياس : از ادلّهء احكام نزد مخالفان .
قياس از منابع وادلهء احكام نزد أهل سنّت است . از قياس تعاريف مختلفي شده است ، از جمله :
1 ) . الحاق واقعهاى كه از شرع مقدس ، نصّى بر حكم آن وارد نشده ، به واقعهاى كه حكم آن منصوص است ، به دليل مساواة دو واقعه در علت آن حكم . 1
2 . برابرى فرع با أصل در علّت حكم شرعي آن . 2
3 . اثبات حكم در محلى به سبب وجود علّتى ، به دليل ثبوت آن در محلى ديگر به سبب وجود همان علت .
برخى تعريف سوم را بهترين تعريف از قياس دانستهاند . 3
قياس در حقيقت ، تلاشى است از سوى قياس كننده با هدف دستيابى به حكم شرعي براي موضوعي كه حكم شرعي آن بيان نشده است . اين تلاش ، عبارت است از حمل فرع بر أصل در حكم شرعي ثابت براي أصل ودادن حكمي همانند حكم أصل به فرع ؛
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 8 / 421 ؛ العروة الوثقى 2 / 391 ؛ مستمسك العروة 5 / 496
( 2 ) . الفوائد الطوسية / 227 - 228 ؛ مرآة العقول 12 / 394 ؛ وسائل الشيعة 25 / 384 ؛ ما وراء الفقه 7 / 240 ؛ لسان العرب ، واژهء « قها » .