قُندس - - ) خَز
قنديل - - ) چراغ
قُنزُعَه - - ) قنازع
قنطار
قنطار : مال زياد .
واژهء قنطار در قرآن كريم ، در بارهء مهر زنان به كار رفته است :
« . . . وَآتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً . . .
؛ 1 واگر قنطارى ( به عنوان مهر ) به يكى از آنان ( همسرانتان كه مىخواهيد رهايش كنيد ) داده بوديد ، هيچ چيز از آن را پس مگيريد » .
مفسران قنطار را در آيهء شريفه كناية از مال زياد دانستهاند . 2 لغويان در معناى آن اختلاف دارند . وزن چهل اوقيه ( - - ) اوقيه ) طلا يا نقره ؛ هزار ودويست اوقيهء طلا يا نقره ؛ هزار دينار ؛ هفتاد هزار دينار ؛ هشتاد هزار درهم ؛ يك پوست گاو پر از طلا يا نقره وصد رطل ( - - ) رطل ) طلا يا نقره از جمله معاني ومقاديري است كه لغويان براي قنطار ذكر كردهاند . 3 همهء اين معاني بيانگر مفهوم مشترك براي قنطار است كه عبارت است از همان مال زياد مورد نظر مفسران . از اين عنوان به مناسبت در باب نكاح سخن گفتهاند .
به قول مشهور ، مهر از جانب كثرت حدّ واندازهاى ندارد ومىتوان قنطار ( مال زياد ) را مهر زن قرار داد ؛ چنان كه آية شريفه بر آن دلالت دارد . 4
قنوت
قنوت : از اجزاى نماز .
قنوت در لغت به معناى طاعت ، سكون ، خشوع ، عبادت وغير آن آمده است . ودر اصطلاح عبارت است از دعا در نماز در حالتي مخصوص . 1 از احكام آن در باب صلات سخن گفتهاند .
حكم تكليفي : به قول مشهور ، قنوت در همهء نمازها ؛ أعم از واجب ومستحب ؛ بويژه نمازهاى جهرى مستحب است . 2
هامش
( 1 ) . نساء / 20
( 2 ) . زبدة البيان / 670 ؛ مجمع البيان 2 / 326 و 3 / 49 ؛ تفسير الصافي 1 / 434
( 3 ) . لسان العرب ، واژهء « قنطر » ؛ التبيان 2 / 411 و 3 / 152
( 4 ) . الروضة البهية 5 / 343 ؛ جواهرالكلام 31 / 13 - 14 .