عقل ، حجّت است
هنگامى كه آدمى در عملكردهاى خود ، نور عقلش را حاكم مىگرداند - خواه ناخواه - به راه حق ره مىيابد و از باطل دور مىگردد و هرگاه دعوتى را شنيد و اگر آن را با عقل موهبت شده از سوى خداوند سبحان همسو يافت بدان باور مىيابد و اگر آن را با عقل خود ناهمسو يافت به كنارى مىنهد . بنابراين عقل بر انسان واجب مىكند كه ، به دعوت هر دعوتگرى گوش فرا دهد كه به سوى خدا مىخوانَد ، زيرا عقل حجّت واقعى انسان است و ما هنگامى كه به سخنان امامان ، خطبهها و احاديث ايشان باز مىگرديم دلهايمان نور مىگيرد و گشايش مىيابد . اين نهج البلاغه است كه آفاق خداشناسى را در لابلاى خود جاى داده است . امام على عليه السلام در يكى از خطبههاى خود پس از حمد الهى مىفرمايد : « خداوندى كه صفتشرا حَدّى نيست تا بدان محدود گردد ونَهخود اورا صفتىاستموجود وثابت و او را وقت و زمانى نيست كه معيّن شده باشد و نَه او را مدّت درازى است . خلايق را بهقدرتوتوانايى خود بيافريد ، بادها را به سبب رحمت و مهربانيش پراكنده كرد حركت و جنبش زمين را به سنگهاى بزرگ و كوهها ميخ كوب و استوار گردانيد . » « 1 » و نيز مىفرمايد : « خداوند سبحان زائيده نشده است تا در بزرگوارى با او شريك باشد و نزائيده است تا از بين رفته ميراثى باقى گذارد ، وقت و زمان بر او تقدّم نجسته ، زيادى و كمى پى در پى او را فرا نگرفته است ، بلكه به سبب آنچه كه به ما نموده از نشانههاى نظم آراسته و حكم استوار به خردها آشكار شده است . » « 2 »
سخنان امام پرهيزگاران خداوند را با بصيرت ايمانى به ما مىنماياند و آفاق شناخت را به روى ما مىگشايد و راههاى رسيدن به ايمان به خداوند سبحان را
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء شمارهء 1 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء شمارهء 182 .