آشكار مىكند . هنگامى كه تاريخ براى ما از همّام سخن مىگويد كه امام متّقيان صفات پرهيزگاران را براى او بر مىشمرد و او از تأثير آن فريادى بر مىزند و مرده بر زمين مىافتد ، در مىيابيم كه چگونه خداوند سبحان در پرتو كلمات امام على عليه السلام بر بندهء مؤمن خويش تجلّى مىيابد .
اين « عيون اخبار الرضا عليه السلام » جُنگ عظيم عرفان است كه بسيارى از حقايق را با شيوه و بيانى ساده بيان مىكند تا بجايى كه تقريباً همهء سطوح را در بر مىگيرد ؛ حقايقى با مفاهيم و درونمايهاى بس عميق كه حتّى انديشمندان در خرده گرفتن از آن ناتوانند و اين از ويژگيهاى اهل البيت عليه السلام است ، زيرا آنها دومين ثقلى هستند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است : « من در ميان شما دو ثقل به يادگار مىنهم ، كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت من هستند . »
در اين بحث آنچه خالى از فايده نيستاشاره بهاين نكتهء پيشگفته است كه فلسفهء يونان باستان در روزگار امام رضا عليه السلام در سرزمينهاى اسلامى انتشار داشته است وفلاسفه گرد حضرت رضا عليه السلام بودهاند و با ايشان بحث و گفتگو مىكردهاند كه از جملهء آنها « صائبى و ديصانى » يهودى بودهاند ، چنان كه علماى مسيحيت و حتّى زنادقه ، براى بحث خدمت ايشان مىرسيدند و شايد « ابن سكيت » نحوى معروف يكى از همين فلاسفهاى باشد كه با امام عليه السلام مباحثه مىكرد . امام عليه السلام چنان كه در روايتى آمده فرمود :
خداوند تبارك و تعالى محمّد را در زمانى برانگيخت كه رايجترين چيزى در آن روزگار ايراد خطابه و سخنرانى و گمان مىكنم كه فرمود شعر بود و با آمدن كتاب خداوند عزّوجل ، مواعظ و احكام آن همهء اين سخنان باطل شد و حجّت برايشان ثابت گشت . در اين جا ابن سكيت عرض كرد : به خدا قسم هرگز روزى چون امروز نديدهام ، امروز حجّت خدا بر خلق كدام است ؟ امام عليه السلام فرمود : تو با عقل خود مىتوانى كسى را كه نسبت به خدا درست و صادق است بشناسى و او را تصديق كنى ، چنان كه مىتوانى دروغ زن به خدا را بشناسى و به تكذيبشپردازى .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: آژير
ص٨٢