فصل پنجم : خصوصيتهاى فلسفهء بشرى
به دليل خطاى آدمى در درك آفرينش و شناخت چگونگى خلقت و به سبب راه يافتن پارهاى ديدگاههاى فلسفى كهن در فرهنگ بشرى ، بسيارى از مردم به سوى مكاتب باطلى رفتند كه از حقيقت فاصلهء زيادى دارد . براى روشن كردن حقيقت اين مكاتب ناگزير بايد خصوصيتهاى فلسفهء بشرى را توضيح دهم :
1 - تحجّر در درك زندگى
از نگاه فلسفهء بشرى ، زندگى ، جامد است و تحرّكى در آن وجود ندارد . اين از آن روست كه فلسفه ، بدون ايمان به قدرت بى حدّ و مرز خداوند سبحان ، چنين باور خواهد داشت كه قلم تقدير خشك شده است و نمىتواند چيزى را دگرگون كند . اين ديدگاه واهى با وجدان آدمى و صلاح او ناهمسوست و حتّى بايد آن را ديدگاهى واپسگرا و عقب مانده دانست ، زيرا اگر آدمى باور يابد كه سامان دادن و تقدير طبيعت به پايان رسيده ، اين به مفهوم آن است كه ديگر آدمى نخواهد توانست به هيچ روى در طبيعت اثرى نهد و در برابر خواست آن تسليم خواهد بود و اين همان تئورى قدريه است و به ديگر سخن ، مفهوم آن چنين خواهد بود كه آدمى خواه يا ناخواه ، بايد در برابر رويدادهاى پياپى تسليم باشد و او نمىتواند در آنچه بر او مىگذرد تغييرى ايجاد كند .