تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
. . . إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ . . . « 1 » . « . . . خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمىدهد ، مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند . . . » از انديشه‌هايى كه اسلام آنها را به ارمغان آورد و روح اصلاح طلبى را در انسان برانگيخت و او را به سوى شرايط بهتر به جنبش واداشت و درهاى اميد رهايى از هرگونه شر ، آزادى از هر قيد و بندى را به روى او گشوده و روحيهء انقلابى عليه واقعيتهاى پوچ را در او رشد داد ، اين انديشه‌است كه : حتّى اگر شرى مرتكب شدى و حتّى اگر بار گناهان بر دوشت سنگينى كرد و با قيد و بندها دستانت را بستند ، باز هم با روى آوردن به سوى خداوند سبحان از رحمت و قدرت او نوميد مشو ؛ خدايى كه در قرآن كريمش مىفرمايد : وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ . . . « 2 » . « خدايتان گفته است مرا بخوانيد تا پاسختان دهم . . . » پس اسلام ، آزادى كامل به انسان عطا مىكند در حالى كه فلسفهء يونان باستان آزادى را از انسان مىستاند . اسلام معتقد است كه انسان مىتواند با رويكرد به خداوند سبحان و دعا به درگاهش از شرور امور منفى و پليديهايى كه پياپى بر انسان يورش مىآورد آزادى و رهايى يابد ، در حالى كه انديشه‌هاى متحجّر يونان باستان در به سستى كشيدن عزم‌انسان و ستاندن همّت‌او مىكوشد ، قدرت انسان فرشتگان و حتّى خدا را در تغيير دادن امور ، منتفى مىداند ، زيرا خدا را از پرداختن به هر گونه امرى فارغ مىپندارد . از همين رو حكومتهاى طاغوتى و ستمگر در تشويق و قبولاندن اين انديشه‌هاى كسالت بارِ تسليم‌گرا ، مىكوشند تا تسلّط و طغيان خود را توجيه نمايند .
هامش
( 1 ) - سورهء رعد ، آيهء 11 . ( 2 ) - سورهء غافر ، آيهء 60 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 60 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي