تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

شيخ اشراق و فرهنگهاى وارداتى

كند و كاو پيرامون ريشه‌هاى تفكّرات وارداتى در اسلام چندين جلد كتاب را در برمىگيرد ، ولى تمركز بر پژوهش شخصيت نخستين جلوداران آنها همچون حسن بصرى و و اصل بن عطا كه پيشتر بخشى از شخصيت آن دو را بيان كرديم ، در مورد زمينه‌اى كه انديشه‌هاى فلسفى در محافل مسلمانان بر آن بنا شد ، تصوّر روشنى به دست ما مىدهد . در اين جا دربارهء بنيانگذار انديشهء اشراق ميان مسلمانان و دقيقاً سرزمينهاى شرقى همچون ايران ، عراق ، سوريه و تركيه سخن خواهيم گفت . اين بنيانگذار كسى نيست مگر شهاب الدين سهروردى ، شيخ اشراق كه فرقه‌هاى صوفيه و فلاسفهء اشراقى همچون ملاصدراى شيرازى تحت تأثير او قرار گرفتند . « 1 » سهروردى به سرزمينهاى مختلفى سفر كرده است ، مدّتى را در زنجان زيسته و سپس به اصفهان رفته و فلسفهء ابن سينا را آموخته است و از آنجا راهى آذربايجان شد و سپس در حلب رحل اقامت افكنده است و به حاكم آن ملك ظاهر بن صلاح الدين ايّوبى نزديك شده است ، ولى از سوى فقهايى كه از بازگشت جنبشهاى باطنى بر حذر مىداشتند با مخالفت روبرو شد . نتيجهء اين رويارويى آن بود كه فقها او را با اتهاماتى نظير كفر به خاتميت پيامبر و اعتقاد به امكان بر انگيخته شدن پيامبرى جديد پس از خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله ، تكفيرش كردند . اگر چه برخى از تاريخ نگاران اين تهمت را از او منتفى دانسته‌اند ، ليكن با توجه به انديشه‌هاى او چنين چيزى را دور نمىدانيم . در نتيجه سهروردى به دستور ملك ظاهر به قتل رسيد و از همين جا بود كه واژهء « مقتول » به او اطلاق شد و شاگردانش او را « شهيد » ناميدند ، ولى شيخ اشراق كه در سومين دههء زندگى خود به قتل رسيد بر فرهنگ اسلامى اثر منفىِ سترگى داشت و از همين رو جا دارد كه در انديشه‌هاى او درنگى كنيم .
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد به كتاب رسائل فلسفى ، ص 59 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 53 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي