تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
از شهرهاى آمريكا ارائه كند ، اين هرگز به آن مفهوم نيست كه يكى از آن دو اختراع خود را از ديگرى ستانده است . ما اين‌سخن‌را مىگوييم و تا تأكيد كرده باشيم‌بر اين‌كه هيچ دور نيست انديشه‌هايى را يك نابغهء يونان باستان فرا پيش نهد و بار ديگر يك فيلسوف مسلمان در سدهء ششم هجرى همان انديشه را مطرح كند و باور ما هرگز چنين نيست كه فيلسوف مسلمان ، انديشه‌هاى خود را از فيلسوف يونانى ستانده است . آرى ، معمولًا تاريخ نگاران فلسفه و فرهنگ مىكوشند ميان انديشمندان ، پيوند برقرار كنند و به محض وجود تشابه ميان دو انديشه و يا سبقت يكى بر ديگرى در ارائهء اين انديشهء ادّعا مىكنند كه اين انديشمند انديشه‌هاى خود را از آن ديگرى ستانده است . ما به آنها مىگوييم انتقال يك انديشه از نسلى به نسل ديگر و از كشورى به كشور ديگر ، امرى كاملًا شدنى است ، به ويژه در روزگار ما كه آكنده از عوامل زمينه‌ساز و ابزار علمى پيشرفته است ، ليكن اين هرگز بدان معنا نيست كه هر كس ، آن انديشد كه ديگران ، ناگزير انديشهء خود را از آنها ستانده و يا به تقليدشان پرداخته است .

گذرى تاريخى

هزاران سال پيش انديشمندانى در چين ، هند و مصر مىزيسته‌اند ، ولى آغاز سامان يافتگى فلسفه و تبديل آن به مكتبى شناخته شده در ميان ما در يونان باستان چهره بسته است . سقراط ، بقراط ، افلاطون ، ارسطو و گروهى ديگر از فلاسفه در يونان مىزيسته‌اند . اينان همان كسانى هستند كه توانستند انديشهء فلسفىِ دوران باستان را شكل دهند و آن را بنگارند و به نشرش بپردازند ، هنگامى كه شرايط سياسى و نظامى به در گرفتن جنگ و كشمكش منجر شد و سپاهيان يونان در روزگار اسكندر با سپاهيان ايران رو در رو گشتند ، شرايط آن روزگار به تماس انديشه‌ها و تبادل افكار فلاسفه ، يارى رساند . تماس فلسفهء غرب با فلسفهء شرق از نمونه‌هاى همين قاعده است .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 41 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي