تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
انديشه‌هاى افلاطون قرار داشت و در متحوّل كردن اين انديشه‌ها تا آن جا كوشيد كه توانست آن را با مفاهيم ارسطويى و شرقى « 1 » هماهنگ كند و بدين ترتيب توانست مكتبى را بنيان نهد كه « نوافلاطونى » ناميده مىشود و « فلوطين » « 2 » از برجسته‌ترين شاگردان‌امونيوس بود كه در شكل‌دادن مكتب‌استادش « نوافلاطونى » بسيار كوشيد . برخى او را از بنيانگذار اين مكتب مىدانند نَه استادش را . فلوطين تحت تأثير رسالت الهى حضرت عيسى بن مريم عليه السلام قرار داشت و از آن جا كه فيلسوف بود معتقد به انديشه‌هاى افلاطون ، لذا آهنگ آن كرد كه انديشه‌هاى افلاطون را از يك سو و رسالت الهى را از سوى ديگر با هم در آميزد . نتيجهء اين تلاشهاى او و ثمرهء درهم آميختن باورهاى او از انديشه‌هاى افلاطون و تأثيراتش از رسالت الهى ، اين شد كه بعداً پديده‌اى رخ نمود كه اقانيم سه گانه ناميده مىشود . او مىگفت : خدا يكى نيست ، بلكه سومينِ سه عنصر است ، خدا ( پدر ، پسر و روح القدس ) كه ميان پدر و پسر فاصله مىاندازد . شايان ذكر است كه احبار ( روحانيون مسيحيت ) در آغاز با اين انديشهء نوپديد ، يعنى در هم آميختن معارف الهى و تعاليم آسمانى با فلسفهء بشرى ، به مخالفت برخاستند و به اين تحريف و افزايش در دين اعتراض كردند ، ولى دگرگون شدن شرايط اجتماعى و سياسى ، مسيحيان را از ترس فشار يهود بر ايشان و طمع در پيش گرفتن دين ايشان از سوى امپراطور ، آنها را مجبور به بيعت با امپراطور روم كرد و از همين رو در برابر فلسفهء نو افلاطونى تسليم شدند و همين خود عامل وارد شدن شرك و انديشه‌هاى غنوصيه و حلوليه در آيين مسيحيت شد و اسكندريه به
هامش
( 1 ) - طرفداران نو افلاطونى گمان مىكنند كه جهان فيضى است بر آمده از ذات والايى كه روح مىتواند ، درحال كِشش روحى ، با آن يكى شود . ( دائرة المعارف عربى زبان المورد ، ج 7 ، ص 115 ) ( 2 ) - فلوطين يا افلوطين ( 205 تا 270 م ) فيلسوفى است رومى كه در مصر رشد كرده است و شاگرد امونيوس‌سكّاس بوده است و از برجسته‌ترين نمايندگان « نو افلاطونى » به شمار مىآيد . او راهى روم شد و « فرفوريوس » در سال 263 م شاگر او بوده است . ( دائرة المعارف المورد ، ج 8 ، ص 51 )