دست امونيوس و به دست شاگردش فلوطين دروازهاى گشت براى راه يافتن نوافلاطونى به آيين مسيحيت .
پذيرش نو افلاطونى از سوى احبار و رهبان به دليل گرايش و تأكيد شديد ايشان در جلب مردم بود . اين گرايش و تأكيد اقتضاى آن را داشت كه اين جماعت از رهبان و احبار به آسان گيرى در احكام دين و شريعت ، توسّل جويند و در نتيجه رسالت الهى را با فلسفهء بشرى به گونهاى همسو با هوسهاى آدمى هماهنگ سازند و از همين رو نشانههاى بنيادين دين را دگرگون كردند و نتيجهء آن پديد آمدن گونههاى جديد نحلههاى مسخ شدهء كاملًا به دور از رسالت الهى بود .
دين مبين اسلام نيز از بازى بازيگران در امان نبود چنان كه از هوى و هوسهاى بشرى نيز بر كنار نبود . براى مثال ، از هنگامى كه اسلام به هند وارد شد و مردم ، اسلام راستين را پذيرفتند جريانهاى تغيير دهنده و شيوههاى دگرگون كننده نقش خويش را در تحريف اين رسالت آسمانى ايفا مىكردند و بدين ترتيب آيين سيك كه در واقع همان تحريف اسلام است ظهور كرد و نحلهء قاديانى به دست قاديانى به منصّه ظهور رسيد ، چنان كه در ايران نحلهء بهائيت به دست محمّد على بهاء ايجاد شد . مسئله منحصر به اينها نبود ومىتوان گفت همهء مكاتب منحرفى كه از ديانتهاى مستقيم الهى بر آمدند به دليل درهم آميختگى انديشههاى بشرى با هدايتهاى خداوندى و رسالتهاى آسمانى صورت مىپذيرفت ؛ آميزشى كه سبب ساز ظهور گونههاىنوين مكاتب ونحلههايى گشت كه از رسالتهاى آسمانى فاصلهء بسيار داشت .
در اين جا ناگزير بايد به شمارى نه چندان اندك از علماى مسلمان اشاره كنيم كه همين راه انحرافى را پيمودند و به اين درد گرفتار آمدند ، انگيزهء آنها از اين كار آن بود كه ياران و ياورانى پيرامون خود گرد آورند و لذا دين را تغيير دادند و كلام الهى را از جايگاه خود تحريف كردند ، احكام و واجبات دين را سبك نمودند و تكاليف شخص مكلّف را ناچيز جلوه دادند ، براى ترغيب نسبت به پذيرش دين و جذب مردم به سوى آن ، شريعت را آسان انگاشتند . آنها با اين عملكرد نه تنها مردم را از
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: آژير
ص٤٤