فصل سوم : تاريخ فلسفه
در جهان انديشه دو خط وجود دارد كه جز در مواضع بسيار ناچيز هيچ تلاقى با هم ندارند . اين دو خط عبارتند از رسالتهاى الهى و فلسفههاى بشرى كه هر يك تاريخ گستردهء خود را در طى زمان دارند . از هنگام فرود آمدن پدر ما آدم بر اين سيّاره رسالت آسمانى كه نياز بدان پيش از هر چيز مطرح است با او به عرصه آمد و رسالت آسمانى با نخستين انسان به كرهء زمين آغاز شد و تا واپسين انسان ، ماندگار خواهد بود و هرگز زمين از حجّت الهى كه رسالت خداوندى را بر دوش داشته باشد تهى نخواهد ماند .
ما در صدد كاوش پيرامون تاريخ رسالتهاى آسمانى نيستيم ، بلكه شايسته است كه اشارهاى به دو انديشه داشته باشيم كه در سياق مباحث آينده بدان نيازمند خواهيم بود :
انديشه اول - وحدت هدف در رسالتهاى الهى
بدون ترديد خطوط اصلى رسالتهاى خداوندى يكى است ، زيرا همهء آنها توحيد خداوند ؛ آفرينندهء يكتا و يگانه را همراه با تسبيح و تقديس فرا مىخوانند و بيان مىدارند كه خداوند برتر از آن است كه با آوردن وصفى توصيف شود .
تمامى اين رسالتها به خلوص در عبوديت خداوندى و نفى شريك از او و ستيز