به تباهى كشيده شد ؛ انديشههاى توجيه گرانهاى كه عملكرد انسان را توجيه مىكند و جزاى ارتكاب گناهان كبيره و صغيره را از او بر مىستاند . پيرامون مسائل بحث خواهيم كرد و از نظر عقل و شرع تباهى آن را آشكار خواهيم نمود .
اعتقاد حاكم نزد برخى از مورّخان اين است كه حسن بصرى نخستين كسى است كه در قدر سخن گفته است و بسيارى از نحلههاى عقيدتىِ قائل به جدايى ايمان از عمل به او مىرسد و چه بسا همو تشويق كنندهء تصوّف و رهبانيت است ، زيرا ادّعا مىكرد افعال بندگان ، مخلوق هستند . در روايتى آمده در بحار الانوار از اميرالمؤمنين پيرامون قدر نقل شده كه فرمود : « آگاه باشيد كه قدر سرّى از اسرار الهى و طلسمى از طلسمهاى اوست و در پوشش خدايى قرار دارد و از خلق پنهان است و خاتم خداوندى بر آن نهاده شده و پيشينهء آن در علم خداست و خداوند علمش را از بندگانش بر گرفته است و آن را برتر از حضور ايشان قرارداده ، زيرا آنها نمىتوانند متناسب با حقيقت ربّانى ، قدرت صمدى ، عظمت نورانى و عزّت وحدانى به وجود اين قدر راه يابند ، كه ، آن دريايى است خروشان و پرخيزاب كه تنها از آنِ خداوند عزّوجلّ است و ژرفاى آن از آسمان است تا به زمين و گسترهاش از خاور تا باختر و سياه چونان شب تار كه مارها و ماهيهاى فراوان دارد ، گاهى به بالا مىآيد وزمانى بهزير ، در قعر آن خورشيدى است نورانى كه هيچكس را نسوزاند بر آن آگاهى يابد ، مگر خداوند يكتاى يگانه ، پس هر كه بر اين خورشيد آگاهى يابد با حكم الهى به رويا رويى پرداخته است و با حكومتش به كشمكش پرداخته و از سرّ و پوشش الهى پرده بر گرفته و اين چنين است كه به خشم الهى گرفتار مىآيد و در دوزخ جاى مىگيرد كه بد جايگاهى است . » « 1 » اين روايت پاسخ قاطعى است براى كسى كه از حضرت عليه السلام پيرامون قدر پرسش كرد و هشدارى است به اين كه قدر ، امرى هم است و هدايتى است براى انسان تا با وجدان و فطرت خود ايمان
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 5 ، ص 97 .