همه چيز براى خداست
شيوهء منطقى آن است كه اين بنده اعمال شايستهء خود را وسيله نزديكى به درگاه خدايش قراردهد . او هرگاه زكات اموال خود را بپردازد بايد چنين در نظر بگيرد كه قلبش را پاك گردانيده ، هرگاه نماز مىگزارد آن را معراج و تقرّب به درگاه خدايش گرداند و هر گاه روزه مىگيرد روزهء خود را وسيلهاى گرداند براى خشنودى خداوند متعال ، يعنى زكات ، نماز ، روزه ، ديگر عبادات ، اعمال شايسته و حتّى جهاد مادامى كه وسيلهاى به سوى خداوند نباشد از هر گونه سودى تهى است . خداوند بزرگ مىفرمايد :
. . . وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ . . . « 1 » .
« . . . به سوى او وسيله بجوييد . . . »
كارهاى شايسته مادامى كه وسيلهاى به سوى خداوند نباشد پوستهاى بيش نخواهد بود ، در حالى كه خدا نماز كسى را مىپذيرد كه رو به سوى خدا داشته باشد و « خدا تنها از متقين مىپذيرد » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « سه چيز را از دنيا پسنديدم ؛ زن ، بوى خوش و آرام ديدهام كه نماز است . » « 2 » پيامبر به مفهوم واقعى كلمه با نماز خود به سوى خدا اوج مىگرفت .
اينك اين مهمترين پرسش زندگى آدمى رخ مىنمايد كه او چقدر به سوى خداوند و الا اوج مىگرفته ؟ وآيا شناخت خدا در دلش فزونى مىيافته است ؟ و اگر عملًا افزايش مىيافته است آيا اين افزايش پاسدارى مىشده است ؟
مهمترين محور در وجود انسان تصميم و پافشارى اوست در اينكه اعمالش رو به سوى شناخت خالقش داشته باشد و اين پافشارى در رأس ليست اولويتهاى او
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 35 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 73 ، ص 141 ، روايت 8 .