به كانون جذب ، نورالانوار و محور هدايت كه همان خداوند سبحان است و نيز شناخت مقام كبريايى او دست يابد ، ليكن اين شناخت چگونه مىتواند استمرار يابد و ضمانت استمرار اين شناخت كدام است ؟
ضمانت اين امر ، همان تقوى در شناخت كه سپر يقين است و هر كه از تقوى كناره گيرد شناخت از او پنهان مىماند .
شناخت خدا ، پرداختن به ايمان
مسأله شناخت خداوند متعال در قرآن كريم با ارائه كامل رفتارهايىايمانى آميخته است كه براى انسان شايسته است بدان بپردازد و ادايش كند . بايد در نظر داشت كه اعتقاد اسلامى به شناخت نظرى اهميت چندانى نمىدهد و اسلام راستين از كسى كه به صرف علم و ادّعاى بدور از رفتار مناسب و بجابسنده مىكند با گزندهترين و سختترين شكل انتقاد مىكند ، تا جايى كه در اين آيهء مباركه مىخوانيم :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَالا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ « 1 » .
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چرا سخنان مىگويى كه به كارشان نمىبنديد ؟
خداوند سخت به خشم مىآيد كه چيزى بگويى و به جاى نياوريد . »
خداوند عزّوجلّ در قرآن كريم مستقيماً تشويق مىفرمايد كه مؤمنان سخنان ايمانى خود را با كارهاى شايسته در هم آميزند و تا ديدگاه دينى مصداق حقيقى خود را بيابد و شخص مؤمن شخصيتى و الا پيدا كند كه به بيمارى نفاق و دوگانگى مبتلا نشود و در نتيجه هدف دين آن است كه جامعهء اسلامى را با شخصيتى استوار شالودهريزى كند . خداوند تمامى مؤمنان را چنين مورد خطاب قرار داده است كه :
هامش
( 1 ) - سورهء صفّ ، آيات 2 - 3 .