وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ . . . « 1 » .
« و بگو عمل كنيد كه خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را مىبينند . . . »
شناخت خدا به مفهوم صرف دادههاى نظرى نيست ، زيرا اين دادهها به تنهايى نمىتوانند انسان مؤمن را به نتيجهاى برسانند كه خداوند براى او مىخواهد ، بلكه شناخت خدا مجموعهاى است از عملكردهاى جهادى فرازبينى و ما مىتوانيم آن را به « ايمان » تعبير كنيم و تمامى ايمان جز عمل نيست . ايمان ، جهاد ، ايثار و كنار نهادن رقباى الهى است كه از شيطان شروع مىشود و از نفس بد فرماگذر مىكند و به فشارهاى اجتماعى باطاغوتهايى كه انسانها را در بر گرفتهاند و نافرمانى از ستمكاران پايان مىپذيرد .
از همين جاست كه اين هدايت دينى از زبان اهل بيت عليهم السلام بيان مىشود كه انسان مؤمن به خدا و رسول ، هنگامى كه ببيند زندگى به او روى آورده و رام او گذشته است خود را متهم كند ، زيرا نبودن بلا به مفهوم آن است كه خداوند عزّوجلّ به ديدهء خشنودى به دو نمىنگرد . كسى به امام اميرالمؤمنين عليه السلام عرض كرد : من مىخواهم از اصحاب شما باشم . امام عليه السلام به او پاسخ فرمود : « بنابر اين خود را براى تحمل بلا از هر سويى آماده كن . »
اين واقعيت زندگى همهء پيامبران ، اولياء و صدّيقان است ، زيرا بر حسب منزلت هر يك بلايايى برايشان نازل مىشد ، تا جايى كه پيامبر اكرم رسول ما حضرت محمّد صلى الله عليه و آله مىفرمود : « هيچ پيامبرى چونان من آزار نشد . » « 2 » زيرا منزلت ايشان از منزلت همهء پيامبران ، والاتر بود . چنانچه سيدالشهداء امام حسين عليه السلام هنگامى كه به پيكرش صدها زخم وارد آمده بود ، در بدترين وضع غربت و فشار قرار داشت اين چنين خداى بزرگ خود را مورد خطاب قرار مىدهد كه : « خشنودم به
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ، آيهء 105 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 39 ، ص 56 .