پاسخ به همهء اين پرسشها از هنگام آفرينش انسانِ نخستين توسط خداوند ، يكى بيش نيست و آن با عقل است .
اثبات در پرتو عقل
عقل ، همان چيزى است كه تصريح مىكند انسان پديدهاى است موجود و همان است كه به انسان مىگويد هستى پيرامون او موجود است و همان است كه مىگويد خداوند سبحان انسان را آفريده است . پس عقل چراغ هدايت و نورى است كه در همهء اين مراحل دست انسان را براى رسيدن به نجات مىگيرد .
اينك اين پرسش پيش مىآيد اگر عقل ، همان نورى است كه در هر عرصهاى با انسان همراه است ، پس آيا صحيح خواهد بود آن به كنارى نهاده شود و به رغم پيش آگاهى از سوى مخلوق مبنى بر اينكه عقل او دليل اصلى است ، به مجموعهاى از انديشهها ، دلايل عجيب و غريباستدلال كرد وبدانها بسنده نمود ؟
حال براى اين حقيقت مثالى مىآوريم : آدمى هنگامى كه چشم مىگشايد مجموعهاى از پديدهها همچون اجسام ، احجام ، ابعاد ، الوان و جز آن را در برابر خود مىبيند ، ولى هنگامى كه به دليل اشكال در ديد و يا به سبب نبودن نور كافى در مكان ، ديد خود را از دست مىدهد و از ميزان مسافت ميان خود و پايان اتاقى كه در آن ايستاده از او پرسش مىشود ، در پرتو نتيجهگيرى از مجموعهء دادههايى كه قبلًا بدان دست يافته به محاسبهء اين مسافت مىپرازد ؛ دادههايى نظير مسافت ميان او و ديگر افرادى كه در برابر او ايستادهاند و مسافت ميان آنها تا نقطهء پايانى اتاق ، تابدين ترتيب به نتيجهء مطلوب دست يابد . ولى هنگامى كه ديد او ايرادى نداشته باشد و اتاق از نور كافى برخوردار باشد ديگر او همچون گذشته نيازى به محاسبهء اين مسافت ندارد و اين به مفهوم آن است كه عقل مىتواند دست آدمى را هم در شرايط طبيعى و هم در شرايط غير طبيعى بگيرد و اين پسنديده نيست كه انسانِ برخوردار از عقل سليم و امكانات طبيعى براى اثبات آشكارترين امور راه دشوار را