شده به سوى پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آله ، باطل است در واقع ، بيانى است مستقيم از روحيهء خود محورى ، خود پرستى و ناديده گرفتن طبيعتِ پيوند ميان آفريننده و آفريده ، بلكه اشارهاى است آشكار بر جهل كامل اين جماعت نسبت به علّت وجود مخلوقات ، سرنوشت اين وجود و اين موجود است .
همين حلاج كه به شيعه منسوب است و گفته شده كه حضرت قائم ( عج ) در غيبت خود در ضمن نامهاى او را نفرين فرستاده است . او مىگفت : هر كه مىخواهد عاشق گردد بايد از دين و كفر برون شود و به صحراى عشق درآيد .
اگر چه سخنان ايشان رنگى از زيبايى ادبى دارد ، ولى در جوهر خود ، تجاوز بر حقيقت دين است و با اين سخنان پروردگار ، تضاد مستقيم دارد كه :
إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ . . . « 1 » .
« همانا دين نزد خدا ، اسلام است . »
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ . . . « 2 » .
« و هر كه جز اسلام دينى طلبد هرگز از او پذيرفته نيايد . »
اين گروه و امثال آنها مىكوشند اسلام و نصوص قرآنى را حقايقى معرفى كنند كه براى مردمِ ساده وضع شده است و آنچه سراى عارفان ناميده مىشود در حقيقت خارج از سراى ايمان به خدا و يا كفر بدوست و اين در حقيقت چيزى جز شانه خالى كردن از تحمل بار مسؤوليت ، پاسخ به هواى نفسانى و وسوسههاى شيطان رجيمى نيست كه داستان او با پدر ما آدم عليه السلام ، آشكار مىسازد كه او به ربوبيت خداوندى اعتراف داشت ، ليكن مىخواست خدا را چنان بپرستد كه خود مىخواهد و تصوّر مىكند نه آنگونه كه خداوند متعال دستور مىدهد .
سارتر و شاگردان او از اين عقيدهء شيطانى حلّاج كه او را تمجيد مىكنند ،
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 19 .
( 2 ) - همان ، آيهء 85 .