تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧

فصل دوازدهم : حقيقت وجود

فرهنگى كه شخص در آن انديشه‌هاى خود را از محيط اجتماعى ، اقتصادى و سياسى خويش الهام مىگيرد در واقع ، همان فرهنگى است كه متناسب با شرايط ، تمايلات و دگرگونيها تغيير مىيابد ، زيرا آن فرهنگ برخاسته از تفكّر محدود بشرى است . اين فرهنگ تحت تأثير مثبت و يا منفى اين تفكر قرار مىگيرد بدون آنكه از شايستگى و استقامت برخوردار باشد ، ولى بينشهاى كه خداوند به انسان ارمغان كرده نه دگرگونى مىپذيرد و نه تحت تأثير شرايط محيط قرار مىگيرد . اين ويژگى برجسته و بنيادين كه بينشهاى الهى از آن برخوردار هستند و آيات قرآنى پردهء از وجود آنها بر مىگيرند گواه راستىِ رسالتهايى آسمانى است كه يكديگر را تأييد و پشتيبانى مىكنند ، در حالى كه فرهنگهاى قراردادى بشرى به نفى يكديگر مىپردازند . فرهنگهاى بشرى در پى ناهمسويى و اختلاف شرايط اجتماعى ، اقتصادى و سياسىِ محيط بر آن به گونه‌اى جدّى و خطرناك با هم تعارض مىيابند . قرنها پيش آنگاه كه دانش آدمى محدود بود و ابزار پيشرفت صنعتى را در اختيار نداشت و جهل او را در بر گرفته بود فلسفهء بشرى رنگى مشخّص داشت ، در حالى كه در هنگام تحوّل واقعيت اجتماعى ، اقتصادى و سياسى ، فرهنگ آدمى رنگى دگرگونه يافت ، تا جايى كه هم اينك باورهاى گذشتهء خود را به باد ريشخند مىگيرد .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 297 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي