تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
دارد و رفتن به بهشت را خوش مىدارد و نماز نمىگزارد ، زيرا موانع متعددى بر او فشار وارد مىآورند و او در برابر آنها سر تسليم فرود آورده . او شرمگاه خويش را حفظ مىكند ، زيرا از سقوط مىهراسد و زنا مىكند چرا كه ، يا تسليم شهوت آنىِ خود مىگردد و يا از طبيعت پيامدهاى منفى چنين جنايتى آگاهى ندارد . آرى ! آدمى خود ارادهء خويش را مىآفريند و نخستين مسؤول پيامدهاى به انجام رساندن اين اراده است ، زيرا اراده امرى حادث است - چنان كه در مباحث گذشته اشارت رفت - در حالى كه علم خداوند ، امرى قديم است ، بلكه خدا خود ، علم است و ذات او از ازل عالم بوده است . پس خداوند متعال اگر چه مىدانسته است كه بخش بيشتر مطابق او كافر خواهند گشت ، ولى هرگز كفر را براى ايشان برنگزيده است . بنابراين مسألهء علم ، گرايش و خشنودى بطور كلى از موضوع ارادهء انسانى بيرون است . گاهى آدمى پيشتر مىداند كه فلان مسأله پس از ساعتى رخ خواهد داد ، ليكن آنچه رخ مىدهد علم و آگاهى پيشين او را نقض مىكند و گاهى او دوست مىدارد و ترجيح مىدهد كه مثلًا فلان واقعه تحقق يابد ، ولى آن واقعه تحقّق نمىپذيرد و چنين نيست كه آدمى هر چه آرزو كند بدان رسد . شبهات متعدّد ديگرى نيز در ميان است كه به شبهات پيشگفته مىمانَد ، ولى ما را نمىرسد جز آن كه بگوئيم اين شبهات بطور كلّى از كج فهمى اصطلاح اراده ، علم و درك نادرست سخن خداوندى و يا از گرايش پاره‌اى افراد ناشى مىشود كه مايلند به ژرفاى مباحثى ره يابند كه نمىتواند آنها را جز در پرتو بيانات پروردگار متعال تصوّر كرد ، به علاوهء وجود مغالطه‌هاى بدور از عقلى كه از اين و يا آن سو با انگيزه‌هاى منافع فرقه‌اى ، يا سياسى و يا جز آن صورت مىپذيرد .

جبر و تفويض در احاديث

در حديثى آمده است كه فضل بن سهل از امام عليه السلام پرسيد : « اى ابا الحسن !