برترين ويژگيهاى انسان - به سان موجودى برتر از ديگر موجود است - اراده ، آزادى ، امكان انتخاب و گزينش است .
شايد دليل اصلى رويكرد فلاسفه و پيروان ايشان به مقولهء جبر ، ژرف انديشى ايشان است در موضوعاتى كه از آغاز به گونهاى صحيح آنها را درك نكردهاند ، يعنى زير ساز حركت آنها در پرداختن به تحليل و نظريهپردازى ، زير سازى نامطمئن بوده است و در آغاز ، هرگز تلاش نكردهاند اصطلاحات خاص اين دانش را فرا بگيرند ، بگذريم از اين كه كندوكاو در چنين علمى اساساً از صلاحيت آدمى بيرون است ، هر چند هم زمان بر او بگذرد ، يا فايدهمند بودن جستار در اين مسائل و نظاير آن را براى خود سودمند ترسيم كند ، زيرا درستى اين مباحث از سخنان خالق يكتا و بيان مشخصات آن در قرآن كريم و بيان پيامبران و امامانى رخ مىنمايد كه از سوى فروفرستندهء ايشان در توضيح آنچه آدمى در آن ناتوان است ، اختيار دار قرار داده شدهاند . امام صادق عليه السلام دليل گرفتار شدن برخى از فلاسفه در اين دست انداز بزرگ را اين مىداند كه : « خود را در دانشى به سختى افكندند كه بديشان داده نشده ، تا جايى كه برخى از آنها از جلو خوانده مىشدند و به پشت سر پاسخ مىدادند ، يا از پشت سرخوانده مىشدند و به كسى كه جلوى ايشان بود پاسخ مىدادن . « 1 » » ، تا آنكه در شبهاتى گرفتار آمدند كه براى ايمان خود و ايمان پيروان و مقلدانشان ، خطرناك بود . آنها در صورتى كه اين مسأله را به خدا ، رسول و معصومان اهل بيت ارائه مىكردند طبيعتاً از چنين شبهاتى بر كنار مىماندند .
علم غير از اراده است
برخى اراده و عملكردهاى انسان را به علم خداوندى نسبت مىدهند ، بدين معنا كه آدمى به هيچ كارى نمىپردازد ، مگر آن كه آن كار در علم خدايى نوشته شده
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 308 ، روايت 70 .