و ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ « 1 » .
« اين به سبب عملكرد شماست و خدا نسبت به بندگان ستمگر نيست . »
به همراه آيات فراوان ديگرى همانند آن . هر كس ادّعا كند كه در ارتكاب گناهان مجبور است در حقيقت ، گناه خود را بر دوش خدا افكنده و در عقوبت الهى به دو ستم نسبت داده است و هر كه به خداى خود ستم نسبت دهد كتاب او را دروغ پنداشته و هر كه كتاب او را دروغ بپندارد همهء امّت او را كافر مىدانند . مثلى كه در اين مورد آورده مىشود ، آن است كه فردى بردهاى را مالك است كه از مال دنيا هيچ ندارد و اربابش اين را مىداند ، ولى با اين وجود به او دستور مىدهد براى خريدن كالايى به بازار رود و قيمت آنچه را قرار است بخرد به او نمىدهد .
مالك مىدانست كه بر آن كالا رقيبى است كه هيچ كسى نمىتواند بدون پرداخت قيمت مورد نظر او ، كالا را از او بستاند . اين ارباب خود را شخصى با عدالت و با انصاف معرفى مىكند و خويش را برخوردار از فرزانگى و بر كنار از ستم مىنمايانَد . او بندهء خود را تهديد مىكند كه اگر كالاى مورد نظر او را نياورَد به كيفرش خواهد رساند .
آن بنده به بازار مىرود ومىكوشد كالايى را به دست آورد كه ارباب او را براى به دست آوردن آن به بازار فرستاده است ، ولى هنگام يافتن كالا كسى را نزد آن مىيابد كه جز با پرداخت بها كالا را به دو نمىدهد و بنده هم كه پولى در اختيار نداشت . نا اميد و بدون برآوردن نياز ارباب نزد او باز مىگردد و اربابش بدين سبب بر او خشم مىگيرد و مؤاخذهاش مىكند .
چنين كسى ظالم و متجاوز است و آنچه خود را به آن توصيف نمود ، از قبيل عدل ، انصاف و حكمت ، باطل مىنمايد . و اگر او را به كيفر نرساند خود را تكذيب كرده است ، مگر نه اين است كه نبايد او را كيفر دهد ؟ دروغ ، ستم ، عدالت
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 182 .