انگيزههاى توجيه گرانه و وارونه كردن حقايق . اين ديدگاه ، با گمراهى و گمراه كردن كامل ، تأكيد مىورزد كه نگونبخت از شكم ما در خود نگونبخت بوده ، خوشبخت از شكم مادر خود خوشبخت بوده است و چنان كه يكى از فلاسفه گفته است كه خداوند انسانِ بدبخت را بدبخت و يا انسانِ خوشبخت را خوشبخت نگردانده ، بلكه آنها را چنين آفريده است . اين فيلسوف توضيح نمىدهد كه تفاوت ميان اينكه خدا بدبخت را بدبخت گردانيده و يا او را بدبخت آفريده چيست ؟ زيرا هر دو يك نتيجه را در پى دارند . آدمى و چه به اين اعتقاد بگرايد چه به آن ، به هر روى به خداوند سبحان ، باطل نسبت داده است و اگر چنين نتيجهاى صحيح باشد با اين فرمودهء الهى در تعارض است كه :
. . . وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ « 1 » .
« خداوند نسبت به بندگان ، ستمگر نيست . »
خداوند ، آفريده را بدبخت نمىآفريند سپس براى هميشه به آتشش افكند . اين آيهء قرآنى نمىگويد كه خداوند نسبت به بندگان ، ظالم نيست ، بلكه مىگويد ظلّام نيست كه صيغه مبالغه است ، زيرا اگر خداوند تو را بدبخت آفريده باشد و تو را منحرف گردانده ، سپس تو را به آتش جهنم بيافكند ، ظلّام و بسيار ستمگر خواهد بود .
عبدالرحمان بن ملجم كه باترور امام على بن ابيطالب عليه السلام به عميقترين وادى جنايت رسيد ، آنگاه به كفر و الحاد بيشترى رسيد كه گفت : آيا تو كسى را كه در آتش است مىرهانى ؟ او اين سخن را در پاسخ به سرزنش امام داد كه فرمود : آيا من براى تو بد امامى بودم ؟ او با اين سخن به كفر فرعون به هنگام غرق شدن شباهت يافت كه گفت : به خدايى ايمان آوردم كه بنى اسرائيل بدان ايمان آورد و روشن است كه بنى اسرائيل حتّى يك لحظه به خداى يكتاى جهانيان ايمان نياوردند ، بلكه به
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 182 .