تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا « 1 » . « همانا امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ولى از حمل خوددارى كردند و از آن ترسيدند و انسان آن را به دوش كشيد ، او ستمگر و نادان است . » پس مشيّت الهى است كه اراده فرموده انسان بخواهد و خداوند عزّوجلّ اراده است كه انسان آزاد باشد و بر ديگر مخلوقات برترى يابد . هنگامى كه ميان توانايى انسان وقدرت آسمانها و زمين و كوهها مقايسه مىكنيم ، قابليتهاى اين موجود ارج نهاده شده از سوى خدا بر ديگر موجودات آشكار مىشود و تناسب روشن تواناييهاى او كه خداوند در وجودش به وديعه نهاده و نوع امانتى كه بر او عرضه داشته شده است و او آن را پذيرفته و به خوبى بر دوشش كشيده ، رخ مىنمايد .

توانايى آفرينش اراده

اين از نعمتهاى بزرگ خداوندى است كه به انسان ارمغان كرده است و مسأله‌اى بسيار حساس به شمار مىآيد . لحظهء تحوّل در وجدان لحظه‌اى است كه مىتواند انسان را به اعلى علّيين به پرواز در آورد و همچنان مىتواند او را به اسفل سافلين فرود آورد . اين لحظه همان لحظهء آفرينش است و دشوار است كه آدمى در آن تحكّم به كار زند ، مگر آن كه قبلًا آماده شده باشد ؛ آمادگى كه تربيت ، و راثت ، طرز تفكر ، باورها و فراهم آوردن شرايط پربار ، نمايانگر آن است . خداوند بزرگ نه تنها اراده را در ما نهاده است ، بلكه قدرت آفرينش و ايجاد اراده ، يا دست كم قدرت رشد و ساماندهى به اراده را در ما به وديعت گذاشته است . در تاريخ بشر نمونه‌هاى گونا گونى در دست است كه بر درستى اين حقيقت گواهى مىدهد . اين فرزند حضرت نوح عليه السلام است كه پدرش در دريايى طوفانى و به
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 27 .