يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ « 1 » .
« اى انسان تو به سوى خدايت كوشندهاى ، پس او را ملاقات خواهى كرد . »
اين كوشش و سختى از براى چيست و از كجا آغاز مىشود و به كجا منتهى مىگردد ؟
اگر آدمى مجبور آفريده شده پس مفهوم تكريم چيست ؟ و انسان مجبور است ، خدا او را به كدام سو هدايت كند ؟ چرا ؟ و جايگاه اين آفرينش كه در بهترين صورت و نظام انجام گرفته در انسان ماشينى مجبور كجاست ؟
تمامى اينها پرسشهايى هستند كه در محافل كسانى كه معتقدند آدمى مجبور است و يا تابع چيرگى عوامل محيط خود مىباشد پاسخى مىيابند . همهء مكاتب و فلسفههاى بشرى قدرت ، كرامت ، آزادى و مسؤوليت انسان را در برابر خدا ، خويشتن و موجودات تابع او از وى مىستاند .
بنابر اين يكتا پرستى به مردم آزادى و ارجمندى مىبخشد ، در حالى كه شرك به خداوند عزّ وجلّ به عبوديت و بردگى انسان در برابر طبيعت ، اعتقاد به حتميت و چيرگى عواملى مىانجامد كه انسان را در بر گرفته و او را به موجودى خوار و به مفهومدقيق كلمه بدل مىكند و اين مخلوقارجمند از چارپايان هم گمراهتر مىشود :
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا « 2 » .
« يا گمان مىكنى بيشتر آنها مىشنوند يا مىانديشند ، آنها نيستند مگر چون چار پايان بلكه گمراهتر . »
موجود آزاد
بحث از منتفى دانستن جبر از انسان و مقهور بودن او ، ما را به بحث پيرامون
هامش
( 1 ) - سورهء انشقاق ، آيهء 6 .
( 2 ) - سورهء فرقان ، آيهء 44 .