تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
سطح اين آزادى داده شده به دو مىكشاند ، اما پيش از اينها لاجرم بايد اشاره كنيم كه ارادهء انسان ، امرى است اكتسابى نه ذاتى . اين مخلوق ، از ديدگاه فلسفه‌اى كه اسلام آن را مرز بندى مىكند و ابعاد آن را روشن مىگرداند ، از قدرتى ذاتى ، يا آزادى ذاتى و يا احساس مسؤوليت ذاتى بر خوردار نيست ، بلكه انسان ، ذاتاً ضعيف و فقير است ، اين خداوند تبارك و تعالى است كه از راه قدرت فراگير و مطلق خود آدمى را به موجودى توانا ، آزاد ومسؤول بدل كرده است . از اين جاست كه موضوع را از چهار چوب تفويض و يا همان هرج و مرج خارج مىكنيم . معتزله تفويض را به سان نقطهء آغاز در رفتار آدميان تصوّر مىكردند و به وجود قدرتى ذاتى در درون انسان قائل بودند كه به او اين فرصت را مىدهد كه هر گونه و هرگاه بخواهد در امور تصرف كند و ره بپيمايد . ولى ما خدا باوران به ديدگاه ديگرى ايمان داريم و در اين زمينه به دلايل فلسفى و علمى نيازمند نيستيم و كافى است كه انسان را نوزادى ناتوان و بى اراده تصوّر كنيم ، كه در بيان گرايش و يا عدم گرايش خود در آمدن به اين دينا اراده‌اى ندارد و در حالى تولّد مىيابد كه اراده‌اش سلب شده و نمىتواند تصميم مناسبى بگيرد ، ليكن در تفكّر ، قدرت و فعل اندك اندك تكامل مىيابد . قرآن كريم مىفرمايد : وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ « 1 » . « و شما نمىخواهيد مگر آن كه خدا بخواهد . » در حديث قدسى خداوند سبحان بر اين معنا تأكيد دارد و مىفرمايد : « اى آدميزاد ! تو با خواست من است كه مىخواهى . » « 2 » سپس در قرآن كريم مىفرمايد : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا
هامش
( 1 ) - سورهء انسان ، آيهء 30 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 5 ، ص 4 ، روايت 3 .