شيطانى كه پيوسته بر ادامهء راه پدران او يعنى ستيز با اهل بيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بر او فشار وارد مىكردند . بر اين اساس محال بود چنين تصميمى از ارادهاى بسيط بر خيزد ، بلكه اين تصميم در همان لحظهء خلاقى در ذهن او جرقه زد كه بدان اشاره كرديم .
جان كلام آن است كه خداوند عزّ وجلّ به انسان قدرت تصميمگيرى و گزينش يكى از دو طرف قضيه را ، از طريق دادن اراده و آزادى ، عطا مىكند و بهره بردن انسان از اين توان به مثابه آميختهاى از عقل ، آزادى و اراده است .
ابن حكيم به نقل از بزنطى روايت مىكند كه گفت : به امام رضا عليه السلام عرض كردم برخى از دوستان ما به جبر و برخى و به توانمندى انسان اعتقاد دارند . امام عليه السلام به من فرمود : « بنويس - به نظر مىرسد امام به اين مسأله با توجه به اهميت آن در سلامت ايمان و اسلام شخص ، اهتمام خاصّى قايل بود - خداوند مىفرمايد : اى آدميزاده ! آنچه را تو براى خود مىخواهى با مشيت من بدست آوردهاى ، با قدرت من واجبات مرا انجام مىدهى و در پر تو نعمت من ، توان گناه را يافتهاى . من تو را شنوا ، بينا و توانا گردانيدم ، هر چه نيكويى به تو رسد از خداست و آنچه بدى به تو رسد از خود توست و اين از آن روست كه من به نيكويهايى تو شايستهتر از تويم و تو به بديهايت سزاوارتر از منى ، زيرا كه : « از آنچه انجام مىدهم مورد باز خواست قرار نمىگيرم و در حالى كه آنها انسانها مورد باز خواست قرار مىگيرند . » ، ( سپس امام رضا عليه السلام فرمود ) : آنچه را مىخواستى براى تو گفتم . « 1 » »
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « در تو رات نوشته شده است كهاى موسى ! من تو را آفريدم و برگزيدمت و نيرويت دادم و به طاعتم فرمانت دادم و از سر كشم بازت داشتم ، پس اگر از من فرمان برى تو را در طاعت خود يارى رسانم و اگر سر كشيم كنى تو را سر كشى خود يارى نرسانم ، اگر طاعت در پيش گيرى بر تو منت نهادهام
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 5 ، ص 57 ، روايت 104 .