بندگان ستمكار نيست . »
ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ « 1 » .
« اين به سبب آن چيزى است كه دستاورد شماست ، خداوند نسبت به بندگان ستمگر نيست . »
إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 2 » .
« خداوند ذرّهاى به مردم ستم نمىكند ، و مردم خود ، به خويشتن ستم مىكنند . »
. . . فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 3 » .
« . . . خداوند بديشان ستم نمىكند و آنها خود به خويش ستم روا مىدارند . »
علاوهء بر آنها دهها آيهء قرآنى ديگر با اين مضمون .
جزئيات سيرهء نبوى و اهل بيت او عليهم السلام از ديده هيچ بينندهاى پنهان نيست ؛ سيرهاى كه از صحنههاى تعبّد و تضّرع به درگاه الهى آكنده است . اين امام زين العابدين عليه السلام است كه به سبب كثرت سجده « ذو الثفنات » يعنى « صاحب پينه » ناميده مىشود و با اين وجود بر عبادت وتضّرع جّدش امير المؤمنين عليه السلام به در گاه خداوند عزّوجلّ حسرت مىخورد و آن ديگر ، امام كاظم عليه السلام است كه سالها طولانى زندانى خود را به دعا ، طلب رحمت و غفران الهى بيشتر براى خود و شيعيانى سپرى مىكند كه در روزگار هارون الرشيد ، زير حكيمهء ظلم بنى عباس به سر مىبرند . مفهوم اين روش آن است كه هر چيزى در زندگى با ارادهء نو خداوندى تغيير يابد ، قدر و قضا همچون علم و ذات مقدّس الهى ، قديم و ثابت نيستند .
انديشهء قائل به قديم بدون قدر و قضا كه آن دورا از ذات خداوندى بداند ، انديشهاى است كه سرانجام ره به جبر مىبَرد و جبر به ناشدنى بودن مسؤوليت
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 182 .
( 2 ) - سورهء يونس ، آيهء 44 .
( 3 ) - سورهء روم ، آيهء 9 .