تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اوست ، در حالى كه قدر و قضا ، هر دو حادث و مخلوق هستند كه پس از آفرينش مشيت و اراده به صحنه مىآيند . پس علم خدا حد و مرزى ندارد ، او مىداند كه چه خواهد كرد و چه رخ خواهد داد و دانش بشرى - هر چند فراوان و عميق باشد - از رسيدن به علم خداوند ناتوان است ، مگر آنچه را خدا خود به دو آموخته باشد . در قرآن كريم از زبان پيامبر آمده است كه : . . . وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ . . . « 1 » . « . . . اگر غيب مىدانستم خير را براى خود فراوان مىگرداندم . . . » و فرشتگان به خداوند عزّوجلّ عرض كردند كه : . . . لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا . . . « 2 » . « . . . ما علمى نداريم جز آنچه تو به ما آموختى . . . » و خداوند به ما دستور داده است به درگاهش دعا كنيم : . . . وَقُل رَبِّ زِدْنِي عِلْماً « 3 » . « . . . بگو ؛ خدايا ! بر علم من بيفزاى . » و خداوند خلق را چنين توصيف مىفرمايد : . . . وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا « 4 » . « . . . شما از علم جز اندكى داده نشديد . » و در دعايى منقول از امامان عليهم السلام آمده است كه : « به حق اسم عظيم اعظمت كه نزد تو پوشيده و اندوخته است و هيچ فرشتهء مقرّب و پيامبر مرسلى را بر آن آگاه نكرده‌اى از تو مىخواهم . . . »
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيهء 188 . ( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 32 . ( 3 ) - سورهء طه ، آيهء 114 . ( 4 ) - سورهء اسراء ، آيهء 85 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 243 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي