علم خداوندى مرز ندارد
بدون ترديد پيش از اين مراحل مرحلهاى وجود دارد كه همان مرحلهء علم خداوندى است ؛ علم قديمى كه نه تنها از ذات خداوند جدا نمىشود ، بلكه همان ذات اوست .
به امام كاظم عليه السلام عرض شد : چگونه خدا را دانست ؟ فرمود : « خدا دانست و مشيت نمود ، اراده كرد و مقدر فرمود ، قضا و امضاء ( اجرا ) كرد . پس آنچه را قضاى او بدان تعلّق گرفت اجرا كرد و آنچه را مقدر كرد قضايش بدان تعلّق گرفت و آنچه را اراده فرمود مقدر كرد . پس مشيت به واسطهء علم او بوده است ، و اراده با مشيت او تقدير با ارادهء او ، قضا با تقدير او و سرانجام ، امضاء با قضاى اوست .
پس علم با مشيت مقدم است و مشيت در مرحلهء دوم قرار دارد و اراده در مرحلهء سوم و تقدير قبل از قضاست و قضا همان امضا و اجراء است . خداوند تبارك و تعالى در آنچه مىداند هرگاه بخواهد « بداء » حاصل مىفرمايد و نيز در آنچه در تقدير اشياء اراده فرموده است ، بداء پيش مىآورَد ، مگر هنگامى كه قضا را امضاء كند كه ديگر بدايى در كار نيست . . . خداوند با علم پيش از به وجود آمدن پديدهها بر آنها آگاهى يافت ، با مشيّت ويژگيها و حدود آنها را شناخت و پيش از ظاهر كردنشان ايجادشان نمود و با اراده ، رنگ ، ويژگيها و حدود ، آنها را از يكديگر جدا كرد و با تقدير توشهء آنها را مقدر فرمود و آغاز و انجام آن را بشناساند و جاى آنها را با قضا براى مردم آشكار كرد و با امضاء ، دلايل آن را توضيح نمود و پرده از چگونگى امر برداشت . اين تقدير خداوند عزيز و آگاه است . « 1 » »
آنچه در اين مقام شرح و تفصيل آن را مىرسد همين است كه بگوئيم علم خداوندى مسألهاى است متفاوت با قدر و قضا ، زيرا علم خدا عين ذات قدسى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 5 ، ص 102 ، روايت 27 .