سو مىدوند و دست به دعا بر مىدارند و فرزندى صالح را طلب مىكنند ، ولى پس از آن كه خداوند فرزندى صالح بديشان عنايت فرمود آنها براى شريك قرار دادند .
خداوند مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ * فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيَما آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ « 1 » .
« اوست كه همهء شما را از يك تن بيافريد ، و از آن يك تن زنش را نيز بيافريد تا به او آرامش يابد . چون با او در آميخت به بارى سبك بارور شد و مدّتى با آن سر كرد ، و چون بارسنگين گرديد ، آن دو ، اللَّه ، پروردگار خويش را بخواندند كه اگر ما را فرزندى صالح دهى از سپاسگزاران خواهيم بود . »
بدين ترتيب خداوند فلاكت را از ميان مىبَرد و دعاى غمزدگان را استجابت مىكند .
هنگامى كه آگاهى از نامهاى نيكوى خداوندى ( اسماء اللَّه الحُسنى ) آدمى را چونان پيامبران به درجهاى و الا رساند ، او در مىيابد قوانين طبيعى كه ما آنها را بر هستى حاكم مىيابيم تنها سنّتهاى الهى هستند ، خداوند هرگاه بخواهد مىتواند آنها را تغيير دهد و مسيرشان را دگرگون سازد ، زيرا او خدايى است قادر ، قاهر ، مهيمن و هيچ چيز برتر از ارادهء او نيست ، اوست كه اين سنّتها را قرار داده وهموست كه آنها را با قدرتش به جريان مىاندازد .
اين چنين است كه زكريا به درگاه خدايش دعا مىكند تا به او نسلى پاك عطا فرمايد و خداوند يحيى را به او بخشيد و اين در حالى بود كه زكريا پيرمردى بود و زنش كهنسالى ، چون چگونگى كار را از خداى خود پرسش كرد خداوند به او فرمود :
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيات 189 - 190 .