تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
وجود ، تصويرى فرو بسته و بى تحرك در برابر انسان ترسيم كنند ؛ تصويرى يكنواخت به دست دهند كه نَه تحوّلى در آن ديده مىشود و نَه اوجى ؛ تصويرى پيچيده كه نَه حركتى در آن ديده مىشود و نَه پويايى ؛ عليرغم وسوسه‌هايى كه انديشهء جامد فلسفى از هزاران سال پيش در دل آدمى مىپراكند ، باز انگيزهء سترگى كه چشمداشت بشر آن را پديد مىآورَد انسان را به سوى تكامل جلو مىبَرد . او در مىيابد كه جهان ، آن گونه كه برخى پنداشته‌اند ، يخچالى از جمود و سرماكده‌اى از بايدها و قيدها نيست ، بل به پرتوهاى بامدادى و نسيمهاى بهارى ، خواندن بلبلها ، امواج نهرها و لطافت شكوفه‌ها مىمانَد ، جهان ، كانون گرما ، جنبش ، رشد ، تحوّل و جوشش است . اينك بيائيد بار ديگر داستانهاى روشنى بخش قرآن را بخوانيم . براى مثال مىتوانيم سورهء « ص » و يا حتّى هر سورهء ديگر قرآنى و آيات مشابه را از نظر بگذرانيم . در اين سوره داستان داود را مىخوانيم كه خدا كوهها را مسخّر او كرد و پرندگان را چنان قرار داد كه به سوى او مىرفتند و گردش را مىگرفتند . خداوند به او حكومت ، حكمت و داورىِ عادلانه را عطا فرمود و پس از آن كه وى را بيازمود او را جانشين خود در زمين قرار داده و فرمود : . . . وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ « 1 » . « . . . او را به درگاه ما تقرّب است و بازگشتى نيكو . » آيا ممكن نيست كسى مثل داود گردد ؟ چرا نَه ؟ رحمت خدا محدود ، قدرت او مقيّد و كرمش - پاك و منزه است خدا كه چنين باشد - ناچيز نيست . در اين سوره داستان سليمان را مىخوانيم كه خدا او را به داود بخشيد . او بندهء خوبى كه بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود ، لذا خدا براى او امور بسيار را به تسخير در آورد و حكومت بزرگى به دو بخشيد :
هامش
( 1 ) - سورهء ص ، آيهء 25 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 208 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي