تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
از آن جا كه شخص معتقد به بداء و به قدرت گستردهء خدا در كمك رساندن به مؤمنانِ به اين بينش ، از يوغ طاغوت رهايى مىيابد ، لذا حاكمان سركش نيز بدان پى برده و با اين ديدگاه حياتى به ستيز برخاستند و با نام جبر بر مردم تسلّط يافتند ، تا جايى كه در حديث نبوى صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود : « من هفت گروه را لعنت كردم كه خداوند و هر پيامبر مستجاب الدعوه‌اى پيش از من آنها را لعنت كرده‌اند . عرض شد : يا رسول اللَّه ايشان كيانند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن كه به كتاب خدا بيافزايد و به قَدَرِ خدا دروغ بندد و با سنّت من به مخالفت برخيزد و آنچه را خدا در عترت من حرام كرده حلال بشمرد و آن كه بازور ( و نظريه جبر ) تسلّط يابد تا كسى را كه خدا خوارش داشته ارجمند گرداند و كسى را كه خدا ارجمندش گردانيده خوارش كند و غنيمت مسلمانان را براى خود حلال بگرداند و به خويش اختصاص دهد و آنچه را خداوند عزّوجلّ حرام كرده حلال كند « 1 » . ب - چشمداشت كسى كه به بداء ايمان دارد زندگى را جشنواره‌اى مىداند از جنبش ، پويايى ، تكامل و تعامل . او در برابر خود افقهايى را مىبيند كه نهايتى ندارند ؛ افقهايى حاكى از توان رسيدن به پيشرفت و بدين سان در او فطرت چشمداشتى برانگيخته مىشود كه وجودش بر آن سرشته شده و اميدى شعله ور مىشود كه سوختمايهء رسيدن به تكامل در وجدان بشرى شمرده مىشود ؛ اميد به حكومت و توانايى ، اميد رسيدن به الگوهاى و الا و اخلاق ، اميد رشد و علو ، در يك سخن اميد ديدار خداوند حى و قيّوم و نزديك شدن به او ، ايستادن در محضرش در جايگاه صدق و به درگاه خداوند مالك مقتدر . اين چشمداشت همان وجدان هر انسان ، روح همهء تمدّنها و بذر هرگونه پيشرفتى در ميان آدميان است . عليرغم همهء وسوسه‌ها شيطانى مىكوشند از
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 5 ، ص 88 ، روايت 5 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 207 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي