تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ « 1 » . « هر كه يك مثقال خوبى كند آن را مىبيند و هر كه يك مثقال بدى كند آن را مىبيند . » يعنى نخستين مقياس در سطح حركت بشرى و چگونگى سرنوشت ايشان ، همان عمل آنهاست در زندگى و تقدير الهى بسته و جامدى در كار نيست كه سرنوشت آدميان را رقم زند . براى روشنتر كردن اين انديشهء بنيادين اسلامى ناگزير بايد به احاديث امامان عليهم السلام و مناظره‌هاى ايشان با مخالفين و توضيحات آنها براى شاگردانشان باز گرديم . از جملهء اين مناظره‌ها ، سخنان امام رضا عليه السلام است كه در زمان مأمون زندگى مىكرد و با دورهء ترجمه و ترويج مكاتب فلسفىِ هند ، يونان باستان ، ايران ، و مانوى ، زرتشتى و نو افلاطونى ، همروزگار بود . اين مكاتب فلسفى ، جامعهء اسلامى آن روز را به سه دليل مورد يورش قرار مىدادند : 1 - به سبب برنامه‌هاى غلط و شكست خورده در چگونگى وارد كردنشان . 2 - به سبب سياست عمدى و آگاهانه مأمون كه مىخواست جامعهء مسلمان را با مسائلى دست به گريبان كند كه نيازى بدان نداشتند ، قصد مأمون از اين امور ، استوار كردن پايه‌هاى حكومت خود و از ميان بردن مخالفان سياسى و با پوشش انحراف فكرى بود . 3 - به سبب آزاديهاى گسترده‌اى كه به يهوديان و مسيحيان و زرتشتيان داده شده بود ، تا در پرتو سركوب كردن صداى اصيل اسلامى كه از گلوى امامان اهل بيت و پيروان آنها بيرون مىآمد ترويج انديشه‌ها و باوريشان بپردازند . يكى از مناظره‌هاى امام رضا عليه السلام با عمران صابى بود . او از فرقهء صائبه بود كه ستارگان را مىپرستيدند . عمران به حضرت عرض كرد : سرورم ! آيا دربارهء خالق به
هامش
( 1 ) - سورهء زلزال ، آيات 7 - 8 .