تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بستاند و آنچه را پيشتر به دو نداده ارمغانش كند . مفهوم اين آيه را پيشتر آورديم كه مىفرمايد : وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ . . . « 1 » . « يهود گفتند كه دست خدا بسته است . دستهاى خودشان بسته باد . . . » پس اگر ارادهء خداوندى در انفاق ، قديم بود آن انجام شده بود و ديگر خداوند نيازى نداشت تأكيد كند كه دو دستش هنوز گشاده هستند ، با در نظر گرفتن به كارگيرى صيغهء مضارع در واژهء « انفاق » ، زيرا فرمود : يُنفِقُ ، و نفرمود : « أَنْفَقَ » .

خدا بزرگتر از آن است كه توصيف شود

گاهى پيرامون چگونگى ، ماهيّت ارادهء الهى و چگونگىِ آفرينش فعل خدا از سوى او ، رنگ و شكل اراده ، سؤال مىشود . در مقام پاسخ به اين پرسش به سخن پيرامون مخلوق و سكوت دربارهء خالق در اين خصوص ، بسنده مىكنم ، زيرا دربارهء خداوند سبحان گفته نمىشود چگونه و به كدامين شكل است ، زيرا او خود شكل پرداز است نَه شكل‌پذير ، هر كه توهّم كند كه مىتواند ذات و افعال خداوندى را مشخص سازد در كژراهه‌اى ژرف گرفتار آمده است و اين توّهم او را به كفر مىكشاند . قبلًا تأكيد كرده‌ايم كه بهترين ذكرها « سبحانَ اللَّه » يعنى اعتراف به عجز ذكر گوينده است از شناخت ذات الهى و در همين لحظهء اعتراف است كه خداوند سبحان از انوار مقدّس خود نورى را به بنده‌اش ارمغان مىكند كه خويش را در پرتو آن به دو مىشناساند . پس هر كه خدا را توهم كند با كبريايى و عظمت او به ستيز برخاسته است و خداوند براى كسى كه در
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 64 . و بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند . دستهاى ( قدرت ) خدا گشاده است ، به هرسان كه بخواهد مىبخشد و انفاق مىكند .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 177 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي