خداوند جلّ جلاله در اين باره مىفرمايد :
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ * لَايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ « 1 » .
« اگر در زمين و آسمان خدايانى جز اللَّه مىبود هر دو تباه مىشدند ، پس اللَّه ، پروردگار عرش ، از هر چه در توصيفش مىگويند منزّه است . او در برابر هيچ يك از كارهايى كه مىكند باز خواست نمىشود ، ولى مردم بازخواست مىشوند . »
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ « 2 » .
« در پى عملكرد مردم ، تباهى در خشكى و دريا پديد آمد . »
در اين آيات ، اشارهء روشنى به چشم مىخورَد كه چند گانگى خدايان ، موجب هرج و مرج مىشود ، در حالى كه خداوند ، پيشتر در آيات كريمهء خود ، صفات خداوندى ، احديّت و وحدانيّت خود را بر ما نموده است ، سپس خداوند اشاره مىفرمايد كه نمودهاى تباهى در ميان مردم از سوى خود آنهاست ، زيرا به صفات خدا كه عدالت و حكمت را در بردارد موصوف نيستند .
خداوند عزّوجلّ در لوح محفوظ سرنوشت آدمى را مقدّر فرموده كه : در چه لحظهاى زاده مىشود ، از كدام پدر و مادر به دنيا مىآيد ، در كجا و چگونه زاده مىشود ، نگون بخت است و يا خوشبخت ، تهى دست است و يا توانگر ، داناست و يا نادان ، چگونه زندگى مىكند ، كى ، چگونه و در كجا مىميرد و سپس انجام كار او را مقدّر كرده است . همهء اين احوال در لوح محفوظ خداوندى نگاشته شده است ، ولى بيان كنندهء ارادهء خدايى نيست ، بلكه تنها طراحىِ فراگير براى همهء جزئيات زندگى است .
آن گونه كه بيان شد كه هرگاه خداوند چيزى را مقدّر كند اين به مفهوم ناتوانى از تغيير دادن امرى كه مقدّر شده نيست و خداوند مىتواند آنچه را كه به بنده داده
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ، آيات 22 - 23 .
( 2 ) - سورهء روم ، آيهء 41 .