تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
آيا خداوند از قديم به آنچه مىآفريند و امورى كه سرنوشت خلايق به آن مىرسد ، همچون مرگ ، معاد ، بهشت ، دوزخ آگاهى داشته است و يا خير ؟ پاسخ اين پرسش آن است كه بدون ترديد بدان علم داشته است ، زيرا اگر نسبت به آن جاهل بود براى بدست آوردن علم آگاهى از آن به ديگرى نيازمند مىشد و اين بدان مفهوم است كه علم الهى به علّتى نيازمند نيست ، زيرا علم خدا قديم است و عين ذات مقدّس اوست كه علّة العلل است . در مورد قدرت عظيم خداوندى نيز مسأله به همين گونه است ، زيرا هنگامى كه او آهنگ آفرينش كرد ، همهء پديده‌ها را بدون رايزنى ، يارى كسى و بى هيچ خستگى بيافريد ، « نَه چرت او را مىگيرد نَه خواب » در حديث قدسى آمده است : « گنجينه‌اى مخفى بودم پس دوست داشتم شناخته شوم و لذا خلق را آفريدم . » « 1 » آيا خدا از قديم اراده كرده كه خلق را بيافريند ؟ چنين نيست ، زيرا اگر چنين بود آن را از قديم مىآفريد ، زيرا ، اراده ، يعنى اجرا و نيرويى كه پديده‌اى را بوجود مىآوَرد و آن خود از مخلوقات خداوندى است . خداوند گاهى اراده مىكند ، يعنى اراده را خلق مىكند و خواستش به چيزى تعلّق مىگيرد . و آن چيز به وجود مىآيد خداوند تبارك و تعالى كلمهء « كُنْ » را از قديم نگفته است ، زيرا اگر آن را از قديم مىفرمود خلق نيز قديم مىبودند و بلافاصله خلايق خلق شده بودند . بنابراين ، خداوند از قديم دانا ، بينا و تواناست ، ولى چه كسى گفته است كه خداوند از قديم مريد ( اراده كننده ) است ؟ آرى ! اراده مخلوق ، حادث است هرگاه و هرگونه و هر جا كه خواست خداوند عزيز و با جبروت تعلق گيرد . همانا علم و قدرت خداوند عزّوجل قديم است ، ليكن اراده و خواست او حادث و مخلوق اوست . او مىفرمايد : « كن فيكون » ( باش پس مىشود ) پس او
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 74 ، ص 199 ، روايت 6 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 173 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي