و آنگاه براى نماز ديگرى بر مىخاست تا به ثلث پايانى شب مىرسيد كه در اين قسمت از شب نمىخوابيد ، آنگاه هر بار بيرون مىآمد و به آسمان و ستارگان مىنگريست و اين آيه را تلاوت مىفرمود :
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ « 1 » .
« آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند . اى پروردگار ما ! اين جهان را بيهوده نيافريدهاى ، تو منزّهاى ، ما را از عذاب آتش باز دار . »
انديشه كردن در اختران و ستارگان ما را به شناخت خدا مىرسانَد ، چنان كه تفكر پيرامون افلاك ، خورشيد ، ماه ، زندگى مردمان و آفريدگان و حتّى زندگى مورى خُرد كه چگونه حرمت مىكند و بارى برابر با هفت برابر وزن خود را بر سر حمل مىكند ، در زندگى زنبور عسل كه چگونه خداوند ساختن كندوهايى چنين زيبا ، دقيق و اندوختن عسل براى خود و ديگران را به دو الهام كرده است و نيز انديشه دربارهء گلها و طبيعت ، انسجام ميان ارگانهاى طبيعى و پيكر خود ما اعم از چشم ، دست ، سلامتى و نگريستن به رنگها و نعمتهاى گونهگونى كه ما را در بر گرفتهاند ، تفكّر در غم ، شادى ، گوناگونى رنگهاى بشرى ، زبانها و هماهنگى امور طبيعى ، همگى ما را به سوى خداوند يكتا رهنمود مىنمايند . ما هر گاه با بينش ، انديشه كنيم شك نداريم كه خداوند از نزد خود بر معرفت و ايمان ما مىافزايد و اين همان عرفان اسلامى است كه ما را از گرايش به چپ و راست بىنياز مىكند . چنان كه از رابعهء عدويه - كه يكى از متصوفان معروف - روايت مىشود كه در روزى بهارى و آفتابى در اتاق كاملًا تاريك خود نشسته بود و خدمتكار آن او را به بيرون آمدن از اتاقش دعوت كرد تا از منظرهء گلها ، درختان و زيبايى جذاب ساحل رود دجله ،
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 191 .