بديشان شناساند . » « 1 »
دربارهء كيفيت شناخت خداوند از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيده شد : « خدايت را با چه شناختى ؟ امام عليه السلام فرمود : با آنچه خود را به من معرفى كرده و گفته شد :
چگونه خود را به تو معرفى كرد ؟ امام عليه السلام فرمود : نَه صورتى به دو شبيه است و نَه با حواسّ ، حسّ مىشود و نَه با مردم سنجيده مىآيد ، در عين دورى نزديك است و در عين نزديكى ، دور ، بالاتر از هر چيزى است و گفته نمىشود : چيزى بالاى اوست .
جلوى هر چيزى است ، ولى گفته نمىشود : جلو دارد ، درون هر چيزى است ولى نَه همچون داخل بودن چيزى در چيزى و بيرون از چيزهاست ، امّا نَه همچون بيرون بودن چيزى از چيزى ، منزّه است خداوند كه چنين است و هيچ كس جز او چنين نيست . « 2 » »
بنابراين ناگزير بايد خدا را با خدا بشناسيم و بر خدايى اعتماد كنيم كه تنها قادرى است كه مىتواند خود را معرفى كند و به درگاه او چنين دعا كنيم كه :
« اللَّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَانَّكَ انْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اعْرِفْ رَسُولَكَ ، اللَّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَانَّكَ انْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَكَ . « 3 » »
راه شناخت
اينك اين پرسش را مطرح مىكنيم كه ما بايد چه كنيم تا خداوند خود را به ما بشناساند ؟
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 3 ، ص 272 ، روايت 9 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 3 ، ص 270 ، روايت 8 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 95 ، ص 326 ، روايت 2 . « خدايا خود را به من بشناسان ، كه اگر خود را به من نشناسانى پيامبرت را هم نمىشناسم ، پيامبرت را به من بشناسان كه اگر او را به من نشناساندى حجت تو را هم نمىشناسم . »