كارى را در پيش مىگيرند بهتر است . »
اين آيات ، راه را براى آدمى روشن مىسازند تا در پرتو انديشهء خود از افق محدودش ، فاصلهء بسيار بگيرد ، او را به سوى آزادى و رهايى سوق مىدهد تا با افكار و رويكردهايش به آفاتى بس والاتر از بينوايى و پستى روى آورَد و البته در اين ميان لازم نيست بهرهء خود را از دنيا فراموش كند ، بلكه آيات قرآنى ، او را به سوى رستگارى در پرتو حياتى و الا از خلال همين زندگى دنيوى فرامىخوانَد :
وَابْتَغِ فِيَما آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ . . . « 1 » .
« در آنچه خدايت ارزانى داشته سراى آخرت رابجوى . . . »
زيرا هنگامى كه قرآن نور عقل را به ياد آدمى مىآورَد و در حقيقت ريسمانى را براى آدمى مىفرستد تا با چنگ زدن بدان از اين سطح تفكر پست كه به حبّ زندگى دنيوى محدود است بيرون كشيد و نجاتش بخشد و او را به سوى رسيدن به انديشهاى بالا بَرد كه ميان زندگى پست دنيا و زندگى و الا ، بين زندگى اين جهانى و آخرتى كه در انتظار اوست ، يعنى زندگى همراه با علوّ و جاودانگى ، پيوندى استوار برقرار سازد ، لذا از او مىخواهد كه به بركت انديشه و آزادى از دوستىِ كور كورانهء اين جهان به دوستىِ والاى معنوى يعنى زندگى اخروى ره بيابد : « براى آخرتت چنان باش كه گويى فردا مىميرى » « 2 » و در اين هنگام است كه يكى از گردنهها از ميان مىرود و آدمى ، طى كردن راه تكامل را آغاز مىكند .
گردنه دوم - تكبّر
اگر چه مفهوم « تكبر » بزرگ بينى خود نسبت به ديگران است ، ولى در عين حال انسان متكبر خود را نيز نمىشناسد و نسبت به ذاتش جاهل است و از ذهن او
هامش
( 1 ) - سورهء قصص ، آيهء 77 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 139 ، روايت 6 .