مفهوم اين سخنان گذر نمىكند كه :
وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ . . . « 1 » .
« او خدايى است كه تنها را از يك نفر آفريد . . . »
و « همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك . » « 2 »
بدون ترديد ، تكبر عواملى دارد كه نتايجى نيز بر آن مترتب است ، زيرا آدمى هنگامى كه به خويش باز مىگردد و در مىيابد كه موجودى است بغايت ناتوان كه نمىتواند زمينى را كه بر آن زندگى مىكند بشكافد و هرگز نمىتواند قامتى چون كوه يابد ، هر چند بر همجنسان خود فخر فروشد . خداوند سبحان مىفرمايد :
وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا « 3 » .
« و از روى سرمستى در زمين راه مرو كه هرگز نخواهى توانست زمين را بشكافى و هرگز قامتت به كوهها نخواهد رسيد . »
ولى جهل بدين مفهوم كه شخص متكبر از درك آن ناتوان بوده و همان عاملى است كه او را به تظاهر به امورى وا مىدارد كه عملًا در او موجود نيست و از همين رو نمىتواند به استقبال حقايق برود ، لذا به لاف زنى ، خيره سرى و لجبازى توسّل مىجويد ، به عقب ماندگى ، واپسگرايى و وارونگى مىگرايد . اين نشانهء عقب ماندگانى است كه به عقب ماندگى خود مىبالند و به آبهاى متعفنى كه در آن دست و پا مىزنند افتخار مىكنند .
پس شگفت نيست اگر افرادى را مىبينيم كه به عقب ماندگى افتخار مىكنند ، مستقيم و يا غير مستقيم به گناهان خود مىبالند ، لذا قلب آنها چونان صخرهاى سخت و يا حتّى سختتر از آن مىگردد ، زيرا گاهى از دل سنگى چشمهاى
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 98 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 76 ، ص 350 ، روايت 13 .
( 3 ) - سورهء اسراء ، آيهء 37 .