تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
مفهوم اين سخنان گذر نمىكند كه : وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ . . . « 1 » . « او خدايى است كه تنها را از يك نفر آفريد . . . » و « همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك . » « 2 » بدون ترديد ، تكبر عواملى دارد كه نتايجى نيز بر آن مترتب است ، زيرا آدمى هنگامى كه به خويش باز مىگردد و در مىيابد كه موجودى است بغايت ناتوان كه نمىتواند زمينى را كه بر آن زندگى مىكند بشكافد و هرگز نمىتواند قامتى چون كوه يابد ، هر چند بر هم‌جنسان خود فخر فروشد . خداوند سبحان مىفرمايد : وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا « 3 » . « و از روى سرمستى در زمين راه مرو كه هرگز نخواهى توانست زمين را بشكافى و هرگز قامتت به كوهها نخواهد رسيد . » ولى جهل بدين مفهوم كه شخص متكبر از درك آن ناتوان بوده و همان عاملى است كه او را به تظاهر به امورى وا مىدارد كه عملًا در او موجود نيست و از همين رو نمىتواند به استقبال حقايق برود ، لذا به لاف زنى ، خيره سرى و لجبازى توسّل مىجويد ، به عقب ماندگى ، واپسگرايى و وارونگى مىگرايد . اين نشانهء عقب ماندگانى است كه به عقب ماندگى خود مىبالند و به آبهاى متعفنى كه در آن دست و پا مىزنند افتخار مىكنند . پس شگفت نيست اگر افرادى را مىبينيم كه به عقب ماندگى افتخار مىكنند ، مستقيم و يا غير مستقيم به گناهان خود مىبالند ، لذا قلب آنها چونان صخره‌اى سخت و يا حتّى سخت‌تر از آن مىگردد ، زيرا گاهى از دل سنگى چشمه‌اى
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 98 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 76 ، ص 350 ، روايت 13 . ( 3 ) - سورهء اسراء ، آيهء 37 .