گردنهء نخست - قالب پذيرى در حدود دنيوى
از جهل و نادانى است كه آدمى تفكر خود را در چار چوب اين جهان فناپذير ، محدود كند ، زيرا اين قالبِ تنگ براى انديشه ، بدون ترديد آدمى را در زاويهاى محصور مىكند كه توان ديد را از او مىستاند ، مگر ديدن آنچه به گمان او عامل بقا و ماندن در اين دنياست ، بدون هيچگونه آينده نگرى ، در نتيجه چه بخواهد و چه نخواهد به كژراهههايى گرفتار مىآيد كه نتيجهاى جز سقوط به عمق دوستى دنياى زودگذر ، در پى ندارد ولذا به زمين فرو در مىافتد ، و از همين رو گفته شده : دوستى دنيا اصل هر خطايى است و دوستى كور مىكند و كر مىسازد و اين چنين در پى خود عملكردهاى فراوانى را به بار مىآورد كه انسان را از انسانيتش تهى مىكند ، كه ديگر اشرف مخلوقات شمرده نمىشود و از در اين واقعيت ناتوان مىمانَد كه او آفريده نشده تا در طول تاريخ تنها اين سالهاى معدود را به سر رساند و صرفاً در اين دنياى زودگذر زندگى كند ، چنان كه از درك اين واقعيت ناتوان است كه :
. . . فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ « 1 » .
« . . . متاع اين دنيا در برابر متاع آخرت جز اندكى هيچ نيست . »
و حتّى از آخرت ، غافل مىمانَد و نمىتواند مفهوم جاودانگى را و اين كه حيات ديگرى در پى اين حيات نهفته كه بهتر و پايندهتر است درك كند :
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِنْهَا عَمُونَ « 2 » .
« آنها ( مشركان ) اطلاع صحيحى دربارهء آخرت ندارند ، بلكه در اصل آن شك دارند ، بلكه نسبت به آن نابينايند . »
از اين گذشته هنگامى كه انديشه و عملكردهاى آدمى در محدودهاى گذرا ،
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ، آيهء 38 .
( 2 ) - سورهء نمل ، آيهء 66 .