تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
فرق ، و از مقام محو ، به مقام صحو آيد . پس ظاهر شود و لامع گردد به رشحات انوار و لمعات و اضواء او در مظاهر و مشاهد صفات و اعيان ، و يا در محال و مراياى قلوب و ارواح ، پس منور گردند آن مظاهر و مجالى به لمعات و اشراقات آن نور كه از غايت سمو و علو ، از نهايت قوت و شدت محيط است بر همهء صفات و اعيان ماهيات كه مشاهد و مجالى و مرايا و مظاهر آن نور پا كند تا در عين وحدت كثرت بيند و در عين كثرت وحدت بيند ، در عين اينكه با حق است با خلق باشد ، و در عين اينكه با خلق است با حق باشد ، و تكميل ناقصين نمايد و هدايت مسترشدين فرمايد . از خداوند جل و علا اخذ نمايد و بر بندگان او تبليغ نمايد و به سوى اين لطيفهء عرفانيه اشاره است به كلام معجزنظام
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها »
« 1 » و به كلام مشكات ولايت : « الايمان نور يقذفه اللّه القلب من يشاء » . متفطن باش و به شرح سابق مبسوط رجوع كن كه بر رموز و اسرار بسيار و بر تدقيقات و تحقيقات بىشمار مشتمل است و غنيمت شمار . پس كميل بن زياد از غايت شوق و شعف و از غلبه و قهر نور حقيقت در سرش و باطنش گويا عنان اختيار را از دست او ربوده مست جام وحدت نموده بود عرض كرد : « زدنى بيانا » و الا مقامى در فوق اين مقام و مرتبه‌اى بالاتر از اين مرتبه متصور نمىباشد تا طلب زيادتى نمايد . پس آن معدن علوم ربانى از براى تنبيه بر اينكه مقامى در فوق اين مقام متصور نمىباشد ، فرمودند : « اطف السراج فقد طلع الصبح » يعنى : خاموش كن چراغ عقلى و مصباح قلبى را كه منشأ ضيق حوصله و مبدأ دهشت و تحير و مناط شوق و شعف و طلب زيادتى بيان است كه ، صبح حقيقت توحيد كه مقام ولايت است بر سر باطنت طالع گرديده است ، يعنى حقيقت توحيد به اندازهء حوصله و استعدادت ، به اندازهء مشاهده و عيان آمد ، و با عيان چه احتياج به بيان ، و با مشاهده چه احتياج به مكالمه ، و وجوه ديگر نيز در معناى اين كلام لطيف در شرح سابق مبسوط بيان نموده‌ام ، رجوع كن و تأمل نماى تا دقت و لطافت اين وجه و آن وجوه ، و ساير تحقيقات و تدقيقات و رموز و
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 69 . عارف كاملى و نبى خاتم يا ولى صاحب مقام تمكين و بالغ به مرتبهء صحو ثانى و فناء عن الفائين متشرف به دعوت محمديه به وجود حقانى ولوى به سفر چهارم : « سفر من الخلق الى الخلق بالحق » به تفصيل و احاطهء تامه به خواص نفوس و ارواح لواى ختم نبوت محمديه يا ولايت علويه يا مهدويه در دست گيرد .