حد مشاهده و عيان آمدهاند ، و اين حديث شريف را كه در غموض و اشكال مشهور آفاق ، و در ميانهء علماى اخيار و فضلاى نامدار معروف به انغلاق و سنگلاخ است ، به بركت انقطاع تمام به مخزن حكمت و معرفت و توجه تمام به معدن ولايت و طهارت ، سه قسم شرح نمودهام كه هريك موافق قواعد برهانيه و قوانين عرفانيه و شواهد قرآنيه و دلايل نبويه و آثار ولويه است ، و هرسه شرح با آن بيانات شافيه و تقريرات واضحه ، و با آن اشراقات لامعه و لمعات شارقه و با آن تحقيقات شريفه و تدقيقات لطيفه ، از مواهب الهيه و الهامات غيبيه و واردات قلبيه و فيوضات ربانيه است ، و بعد از فحص تمام و تتّبع تام در هيچيك از شروح سهگانه سابقى بر خود نديدم ، و بعد از الهام غيبى از جانب ملهم خير و صواب و سروش قدسى از جانب مفتح ابواب فيوضات و كمالات ، ملخصى از براى شرح اول كه مبنى بر سلوك مسالك عرفان و ايقان و ظاهر سياق اين حديث محكم البيان است استخراج نموده ، متصل به شروح سابقه به رشتهء تقرير كشيدم كه متوسطين و مبتدئين نيز انتفاعى يابند و فيضى حاصل نمايند ، تا ثوابش جزيلتر و اجرش جميلتر و نفعش شاملتر باشد ، ولى ملتمس از برادران حقيقت و حكمت و صاحبان بصيرت و معرفت آن است كه اگر در بادى نظر ، لغزشى استنباط نمايند بلكه مباحث سابقه و لاحقه را نيز ملاحظه نمايند ، زيرا كه مطلبى در مقامى به عنوان اختصار مذكور است و در مقامى به عنوان اطناب . مقامى مقتضى اجمال بوده است و مقام ديگر موجب تفصيل . علاوه بر اين غالبا ، هر لاحقى به سابق خود موقوف ، و هر آخرى از اولاى خود مستنتج است .
- كأنها سلسلة اتصل بعضها الى بعض ، الى ان تنيل الى اولها - و اگر بعد از تأمل صادق لغزشى ثابت و خطايى محقق شود به اصلاحش پردازند ، زيرا كه انسان مأخوذ از نسيان است
« وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي ، إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
-
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي ، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي
- و
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ »
.
افتتاح اين نسخه انوار جليه ، و اختتام اين مجموعهء معارف حقيقيه كه محتوى بر غوامض مسائل حكمت و معرفت و مشتمل بر رموز و اسرار و كلمات مشكات نبوت و ولايت است ، اولا به نام نامى اعلى حضرت قدر قدرت ، مريخ سطوت ، سليمان -