منبع معارف يزدانى در مقام تمكين و استقامت و در مرتبهء تعليم و هدايت ، كه مقام فرق بعد از جمع ، و صحو بعد از محو ، و بقاء بعد از فناست بودهاند . زيرا كه مزيّت و وفور كمالات و انوار ، به حيثيتى كه از غايت شدت و كثرت لبالب گرديده ، از اطراف و جوانب جارى شود ، در اين مرتبه محقق مىشود نه در مراتب سابقه ، چنان كه سابقا اشاره نمودم و با بسط از آن در شرح كلام آن جناب « نور يشرق من صبح الأزل » تا آخر مشروح خواهد گرديد .
اشاره به رمز هفتم از رموز موجود در كلام امام
و نيز تكميل و تعليم جاهلين و تربيت و هدايت ناقصين ، در صورت صحو و هشيارى متصور است نه در صورت محو و بىهوشى ، و در صورت غرق محيط فنا به ذات خود نيز شاعر نيست چه جاى از ديگران ، و هدايت و تكميل بدون شعور چگونه متصور مىتواند شد . و در مقامات سابقهء بر محو و فنا هنوز تماميت و پرى به هم نرسيده است ، چگونه از اطراف و جوانب مىريزد ، و چگونه فوق تماميت متحقق مىشود . و نيز در اين تشبيه لطيف اشاره است به اينكه سائل مستعد است چنان كه صريح لفظ « بلى » است ، و ليكن از براى بوارق و لوامعى كه بر اهل بدايات وارد مىشوند نه از براى انوار و حقايقى كه مخصوص اهل نهايات ولايات است .
زيرا كه افاضه و تكميل به نحو تدريج به نهج مذكور كه از تشبيه مستفاد است در اهل نهايات كه مقام ايشان فوق عالم استعداد بلكه عالم قدس و طهارت است متصور نمىباشد .
پس ملخص جواب اين است كه : صاحب اسرار من كه در مقام قلبى هستى ، و يا مصاحب من كه در مقام سرّى هستى و آن سرّ نور مكاشفه است ، كه از انوار تجليات صفات است نه نور مشاهده ، كه بعد از ارتفاع جميع حجب ظلمانيه از انوار تجليات ذات متجلى مىگردد ، و سالك و عارف را مستغرق بحر فنا مىسازد .
پس مستعد هستى از براى مكاشفهء بوارق و لوامع ، كه از تجليات صفات حاصل مىشود ، ولى استعداد نيل و ادراك حقيقت توحيد ، كه مقام مشاهدهء انوار ذات و مقام صاحب ولايات و نهايات ، و مقام سرّ سرّ بلكه سرّ الاسرار است هنوز از براى تو حاصل نشده است .