ديگر ، و فاضل مدقق و عارف محقق قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين ، و قدوهء محققين و عمدهء مدققين ابن جمهور احسائى در كتاب مجلى ، و صاحب كتاب نوادر العلوم در همان كتاب ، و عارف مدقق ملا عبد الرزاق كاشى در شرح منازل - السائرين و در شرحى كه از براى حديث مذكور نوشته است ، و عارف مدقّق صاحب كتاب اسرار التوحيد در همان كتاب ، و قاضىزادهء لاهيجى در شرح گلشن راز ، و علامه بىنظير سيد عليجان در طراز اللغه .
ولى بعضى تمام حديث شريف را نقل كردهاند ، و بعضى اكتفا به بعضى از فقرات آن نمودهاند ، و بعضى شرح مختصرى به قدر صد ( 100 ) بيت يا صد و پنجاه ( 150 ) بيت يا پنجاه ( 50 ) بيت نوشتهاند ، و زياده بر اين نديدم ، و بعضى به ترجمه اكتفا نمودهاند ، و بعضى اشارهء اجماليه به معناى بعضى از فقرات نموده به باقى متعرض نشدهاند .
و از بعضى از اخوان الصفا شنيدم كه شيخ الرئيس ابى على بن سينا ( عظم اللّه قدره ) نيز شرحى بر اين حديث نوشتهاند ، و ليكن هنوز به نظر نرسيده است .
علاوه بر اين ، كلمات رشيقه و بيانات رقيقه و رموز دقيقه و اشارات لطيفهاش بر اسرار حقايق و معارف توحيد ، بينات واضحه و شواهد سابقهاند بر اينكه : اين حديث شريف از آن مصدر اعلى صادر و از آن منبع اقصى فايض است .
بيان احوال خير مآل كميل بن زياد نخعى ( عليه السلام )
و راوى حديث شريف عارف و اصل و محقق كامل صاحب مقامات رفيعه و درجات عاليه كميل بن زياد النخعى است ( رضى اللّه عنه ) . و در كتاب مجالس المؤمنين مذكور است كه : او از كمل موحدين و صاحب سرّ امير المؤمنين ( عليه السلام ) بود ، و آن حضرت را رسم بودى كه چون علوم و اسرار در باطن او موج زدى و خواستى كه گوهر عرفانى به ساحل اندازد ، كميل بن زياد را پيش خود نشاندى و بر او جواهر اسرار فشاندى .
و شيخ ابن حجر عسقلانى در كتاب اصابه آورده كه : كميل بن زياد بن نهيك تابعى مشهور را شرف ادراك زمان حضرت رسالتپناه دست داده ، و گفته است كه : اين خثيمه روايت نموده است كه او نود سال عمر داشت پس از ايام