معنا و مفهوم ، پس متصل واحد ، شخص واحد است ، و اگر انفصالى طارى شود آن شخص معدوم مىشود و دو شخص ديگر موجود مىشوند .
لهذا انفاق نمودهاند بر اينكه حركت از مبدأ معيّن تا منتهاى معيّن و از موضوع معين و فاعل معين شخص واحد است : و همچنين مقولهء حركت يعنى چيزى كه حركت در آن واقع است ، كيف باشد يا كم ، اين باشد يا وضع ، در موضوع معين از فاعل معين از مبدأ معين تا منتهاى معين نيز شخص واحد غير قارّ است .
مثلا ، حركت زردآلو ، در زردى كه نوعى از انواع مقولهء كيف است از مبدأ معين تا منتهاى معين ، در زردآلوى معين ، از صورت نوعيهء معين ، يك شخص غير قارّ از حركت است ، و همچنين زردى كه مقولهء اين حركت است نيز يك شخص غير - قارّ از نوع زردى است ، و همچنين است حركت آفتاب به حركت يوميّه از نصف النهار معيّن تا همان نصف النهار يك دورهء شخصيّهء غير قارّ از حركت و يك شخص غير - قارّ از مقولهء وضع است ، و همچنين است ساير مقولات حركات از « اين » و « كمّ » و جوهر .
و بدانكه بناى برهان فصل و وصل از براهين اثبات هيولا در حقيقت به اين لطيفهء الهيه است . و آن اين است كه وحدت اتصال مساوق وحدت شخصى است . و به جهت عدم تحقيق اين قاعدهء لطيفهء برهانيه ، جماعتى از حكماى متكلمين برهان اثبات ماده را كه مبتنى بر برهان محكم البنيان است محل ايراد و مناقشات نمودهاند ، متلطف باش .
رمز الهى و سر عرفانى
بيان اين اصل مهم كه كليه عالم ماده از زمان و زمانيات متحركند به حركت ذاتى و يا تابع حركت ذاتىاند در تغييرات
بدانيد اى برادران حكمت و حقيقت و اى صاحبان بصيرت و معرفت كه از اين لمعات و اشراقات و از اين تحقيقات و تدقيقات كه بيشترش از الهامات غيبيه و مواهب ربّانيه است به وجوه عديده از بيان و برهان به حد انجلاء و انكشاف آمد سرّ