تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

در بيان آنكه سلوك از صباوت بسوى رجوليّت به نهج استعداد ذاتى و جوهرى است

پس در سلوك از صباوت بسوى رجوليّت تحولات ، تحولات ذاتيّه و انتقالات ، انتقالات جوهريه است به نهج اشتدادات جوهرية و استكمالات ذاتيّة ، و ليكن به نعت اتصال وحدانى جوهرى به حيثيتى كه در عين تبدل و زوال بقاء و استمرار ثابت و در عين بقاء و استمرار تبدّل و زوال حاصل است ، چنان كه در حركات كيفيّه و حركات كميّة اين معنا از مسلمات و مقررات همهء حكما و محققين از متكلمين از بيّنات و بديهيّات ايشان است .

بيان آنكه در حركات جوهرى تبدّل عين بقا و بقا عين فنا و تبدّل است

و سرّش آن است كه ثبوت حركت از براى موضوع آن حركت و اتصال موضوع به افراد آنيهء مقوله يعنى چيزى كه حركت در آن ، واقع مىشود به نهج اتصال است نه به نهج انفصال ، و الا شىء معدوم و شىء ديگر موجود خواهد بود ، و اين نه معناى حركت در مقوله است ، لهذا در تعريف حركت گفته‌اند كه : آن عبارت است از خروج شىء از قوه به سوى فعليت به نهج تدريج . و در صورت انفصال ، تدريجى متحقق نمىباشد ، بلكه چيزى دفعتا موجود و دفعتا معدوم مىشود ، بعد از آن چيز ديگر دفعتا موجود مىشود و معدوم مىشود ( متفطن باش ) . بدان‌كه وحدت اتصاليّه مساوق وحدت شخصيه است ، زيرا كه حقيقت اتصال در متّصلات قاره از ذاتيّات آن متصلات است ، پس وجود هر نوعى از انواع متّصلات ، در ازاى ماهيّت اتصال و متّصل است ، زيرا كه وجود هر نوعى بالاصاله و بالذات در ازاى فصل اخير آن نوع است ، و فصول بعيده و اجناس بعيده و قريبه به وجود فصل اخير موجود مىشوند ، بلكه از توابع و لوازم آن مىباشند چنان كه در علم الهى مسلّم و محقق است . پس منكشف گرديد كه وجود متّصلات وجود اتصالى است ، و در شارقات سابقه محقق گرديد كه وجود مساوق وحدت و تشخص بلكه عين وحدت و تشخص است به حسب ذات و حقيقت و تغايرى نيست مگر به اعتبار