تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
خواهى بگو مناط فاعليت ايجاب است و مناط قابليت عدم ايجاب . پس اتصاف شىء واحد از جهت واحده به فاعليت و قابليت موجب اجتماع نقيضين است ، پس فاعل ديگر لازم است كه جاعل وجود قابل باشد در قابل و با قطع نظر از جعل جاعل ، لزومى متحقق نخواهد شد ، بلكه مقتضى لزوم در حقيقت امر خارج خواهد بود نه حقيقت ملزوم ، پس در اين صورت در ميانهء امر خارج مقبول لزوم متحقق مىشود نه در ميانهء حقيقت قابل و حقيقت مقبول ، بلكه نسبت ذات قابل به وجود مقبول و عدم او مساوى خواهد بود . پس چيزى كه ملزوم فرض كرده بوديم ملزوم نخواهد بود و چيزى كه لازم فرض كرده بوديم مفارق خواهد بود . ديگر اينكه بنابراين فرقى در ميانهء لوازم و غير لوازم نخواهد بود زيرا كه هر چيزى در نزد وجود علت تامّه واجب است و در نزد عدم علت تامّه ممتنع است . پس نسبت سخونت به آب مثل نسبت حرارت خواهد بود به آتش . مگر اينكه بگوئيم علت تامّه در لوازم دائم الوجود است در غير لوازم نه چنين است ، و اين معنا در حقيقت نفى لزوم است ميانهء ملزومات و لوازم ، و عدم فرق است در ميانهء لزوم و دوام ، زيرا كه لزوم عبارت از امتناع انفكاك است . خواهى بگو لزوم به ضرورت ذاتيهء مطلقه برمىگردد ، و در دوام نه امتناع انفكاك معتبر است و نه ضرورت ذاتى ، پس منكشف گرديد كه ، محال است اينكه از براى مطلق لوازم وجود علىحده و مابحذاء مستقلى در خارج و اعيان متحقق باشد ، بلكه بايد به وجود ملزومات موجود باشند ، و به جعل آن ملزومات مجعول شوند نه به جعل ديگر ، و مغايرتى نباشد مگر در نزد تعمّلى از عقل و اعتبارى از ذهن . پس قيام عقلى خواهد بود نه خارجى ، و قبول به معناى مطلق اتصاف خواهد بود نه به معناى انفعال خارجى و استفادهء مسبّبى ، پس در ملزومات تبدّلى و تغيّرى نباشد ، محال است اينكه در اعراض لازمه تبدّلى و تغيّرى حاصل شود ، زيرا كه در حاقّ واقع و متن اعيان ، به يك وجود موجودند . ولى تبدّل ملزومات علت تبدّل لازم و تبدّل لوازم كاشف از تبدّل ملزومات