تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
از مكدرات نشأت دنياويه ، متوجه شود به ملكوت اعلى ، يعنى متصل شود به برازخ علويه و نفوس منطبعه سماويه ، كه در لسان نبوت تعبير از آن به لوح قدر و لوح محفوظ و اثبات است ، و مشاهده نمايد در صورت اولى صور عقليه و مجردات امريه را ، و در صورت دوم صور مثاليهء قدريه را ، پس به جهت صقالت و مرآتيّتش ، منعكس مىشود در او ، به اندازهء قابليّت و استعدادش ، صور روحانيه مجرد ، و يا صور مثاليه برزخيه . پس اگر قوهء متخيله كه شغلش محاكات و اختراع صور و اشباح برزخيه ، و تصور صور مجردهء عقليه است به صور خياليه و اشباح مثاليه ، صورت عقليه را به صورت مطابقهء آن از صور مثاليه در صقع خيال تصوير كند ، و به مظهر حس تمام مشترك منتقل نمايد . مثلا : اگر صورت عقليه ، صورت شير باشد ، صورت خياليه نيز صورت شير باشد ؛ رؤيا صادق و محتاج به تعبير و تأويل نخواهد بود . و همچنين در صورت اتصال به لوح قدر ، اگر صورت منعكسه مثاليه ، بعينها باقى باشد و تصرفى و تبديلى از صورتى به صورتى از قوهء متخليه كه شغلش به حسب جبلّت و فطرت تصوير و اختراع و تمثيل و محاكات است ، تحقق پذيرد ، باز رؤيا صادق و مطابق واقع و به تأويل و تعبير محتاج نخواهد بود . و رؤياى انبياء ( عليهم السلام ) غالبا ، از اين قسم مىباشد ، چنان كه در بيان مراتب نبوت اشاره نمودم . لهذا از مشكات ولايت وارد است كه : رؤياى صادقه ، يك جزو از اجزاى نبوت است . و در بعضى احاديث « يك جزو » از « چهل و شش جزو » وارد است . و اگر در صورت اول صورت عقليه ، به مطابق خود از صور جزئيه خياليه ، مصور نشود ، بلكه به صورتى مصور شود كه به وجهى از وجوه مناسب صورت اصليه باشد ، و در صورت دوم نيز صورت مثاليه به حال خود نماند ، و ليكن مبدل شود به صورتى كه مناسب صورت اصليه باشد . پس اين قسم از رؤيا ، صاحب تأويل و تعبير مىباشد ، ولى اگر مناسبت تامّه