عالم ، و اسرافيل ، هفتاد هزار نور است كه هريك از آنها اگر نزديك شود به اسرافيل ، هر آينه مىسوزاند لوح محفوظ را كه در پيش روى اوست ، و هرگاه مشيّت ازلى تعلق بگيرد به وجود چيزى در آسمان و زمين ، در پيشانى اسرافيل نوشته مىشود ، پس نظر مىكند به او بعد از آن امر مىكند مرا اگر از عمل من باشد . . . » تا آخر حديث .
و ظهور حضرت جبرئيل از براى حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) به صورت دحيه كلبى متواتر بلكه نزديك به ضرورت اسلام است ، و ليكن صورت عينى خارجى بود نه خيالى ظلّى ، در عالم برزخ و مثال بوده كه از جملهء عوالم متأصّله عينيّهء خارجيه است - چنان كه مقتضاى فحص و برهان است و مؤادى كشف و عيان و مستفاد از قواعد ملت بيضاى اسلام است - نه در عالم حس و ماده ، و الا لازم مىآيد كه هر صحيح البصرى با تحقق شرايط ابصار تواند آن ملك را بيند ، و نه چنين بود - به اتفاق اهل اسلام - پس ديدن حضرت رسالت او را به ديدهء ديگر بود ، نه به اين ديده .
چنان كه در اخبار بسيار وارد است كه در نزد نزول وحى ، شبه غشى به آن جناب عارض مىشد و اصلا التفاتى به اين نشأت نمىفرمودند ، و بعد از افاقه مقتضاى وحى را بيان مىفرمودند .
از اين باب است آنچه كه از مسلّمات اهل اسلام است كه آن جناب در خواب مىديدند چنان كه در بيدارى مىديدند ، و از بينات است كه اين ديده به ديدهء باطن بوده نه به ديدهء ظاهر ، بلى اگر رأى مبارك نبىّ تعلق بگيرد كه ديگران نيز آن ملك را ببينند ، مىتوانند ببينند .
زيرا كه هر نفسى از نفوس را بصر ذاتى است ، كه اين بصر از رشحات و اظلال او است .
و همچنين سمع ذاتى و ذوق ذاتى و شم ذاتى و لمس ذاتى است ، كه اين حواس ، از رشحات و فروع آن حواس ذاتى مىباشند ، لهذا در عالم خواب مىبينند و مىشنوند و مىبويند ، و آثار خارجيه نيز به آنها مترتب مىشود .
بلكه گاهى كه لذّات و آلامى در عالم رؤيا حاصل مىشود به مراتب شتّى
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٧٠